قصه امروز قصه درشت بحران کوچک است؛ قصه بحران کرونا ویروس، ویروسی که به چشم دیده نمیشود؛ اما بحرانش از دور داد میزند و شاید بهتر باشد بگویم بحران زدگیاش از دور داد میزند.
افکار ناخودآگاه مرا به سمت خاطراتی که از شهدا خوانده بودم سوق میدهد؛ اینکه آنها برای نجات هم رزم و هم وطن خویش حاضر بودند جان بدهند، اما حالا این آدمها جان مردم را از کوچک تا بزرگ، خردسال تا پیر در کف دست گرفته و بازیچه کردهاند.
چند روزی بیشتر از سفر ترامپ به هند نگذشته بود که قتل عامهای پی در پی مسلمین در قلب این سرزمین به راه افتاد. قتل عام در پاسخ به اعتراض وارد و به جایی که نسبت به قانون بی منطق و دارای تعبیض نوظهور به راه افتاده بود.
روایتهای زیادی درباره این سردار پر رمز و راز وجود دارد آنقدر زیاد و متفاوت که کار را برای اهل تحلیل که میخواهند شخصیت شناسی سیاسی او را به سرانجامی برسانند، بسیار سخت کرده است.
جهان در حال حاضر از تعدد ویران شهرها و آرمان شهرها در عذاب است. فارغ از اینها که غالبا سرشار از تصاویر هالیوودی و شبه مذهبی هستند کرونا بارقهای از پایان بازیهای مدرن و پست مدرن با واقعیت است.
سخنها و قلمهای متعددی در تبیین جایگاه معلمی، تاکنون رانده و نوشته شده اند معلمان با مهمترین سرمایه هر کشوری سروکار دارند؛ سرمایه نیروی انسانی. اما معلوم نیست چرا در کشور ما گاه و بیگاه با دلیل و بی دلیل مدام به دنبال تنزل دادن این جایگاه هستند.
بعد از روی کار آمدن دولت دوازدهم فشارهای اقتصادی بسیار زیاد شد و زنجیره بحرانهای اقتصادی و به دنبال آن اجتماعی در کشور شکل گرفت. اولین بحران افزایش افسارگسیخته قیمت ارز در کشور بود که به دنبال آن اعتراضات معیشتی در دی ماه ۹۶ را به همراه داشت.
تاریخ سیاسی ایران، جریانهای گوناگونی را به خود دیده است، جریانهایی که هـر کدام چند سالی جو جامعه را در اختیار اهـداف خـود گرفته و به رقابت بر سرتصاحب حکومت میپرداختند؛ به علت نداشتن مدیریت و ایدئولوژی درست، از صحنه سیاسی ایران پاک شدند.