خرگوش سیاه خرگوش سفید 1404
روایت کلی این فیلم درباره زنی است که پس از تجربه یک تصادف، به مرور متوجه میشود حوادث پیرامونش رنگوبوی واقعیت ندارند و همهچیز شکلی غیرمتعارف و معمایی به خود میگیرد.
روایت کلی این فیلم درباره زنی است که پس از تجربه یک تصادف، به مرور متوجه میشود حوادث پیرامونش رنگوبوی واقعیت ندارند و همهچیز شکلی غیرمتعارف و معمایی به خود میگیرد.
رحیم (امیر جدیدی) خطاط و نقاشی مطلّقه است که به علت عدم پرداخت بدهیاش به بهرام (محسن تنابنده) به زندان افتادهاست. رحیم به مرخصی دو روزهای میآید. او پسری دارد که لکنت زبان دارد و با منشی کلینیک گفتاردرمانی او فرخنده (سحر گلدوست) در رابطه است.
فرخنده به رحیم میگوید که کیفی حاوی چند سکهٔ طلا پیدا کردهاست و با فروش آنها میتواند بدهی خود را به بهرام بدهد، اما رحیم میفهمد که پول سکهها کافی نیست و بهرام تمام طلبش را میخواهد، زیرا آن پول برای جهیزیهٔ دخترش بودهاست.
پس رحیم در سطح شهر اعلامیه پخش میکند تا صاحب کیف را پیدا کند. این کار رحیم، توجه تلویزیون و رسانههای مجازی را جلب میکند و مردم به رحیم لقب قهرمان را میدهند.
فیلم دارای مجموعهای از روایات تودرتو است که در بخشهایی به هم مربوط و متصل میشوند.
حسین (ابوالفضل کاهانی) جوانی است بیکار که به تازگی اعتیاد خود را ترک کردهاست. او برای تهیهٔ داروی اعصاب به داروخانهای میرود، اما داروخانهچی (شهرام مکری) او را به موزهای هدایت میکند که در آن کسی منتظر اوست…
سه مرد (محمد ساربان، بهزاد دورانی و محمود بهرازنیا) قصد دارند با همراهی چند تن از دوستانشان یک سالن سینما را به آتش بکشند.
در سالگرد وقوع یک اتفاق تاریخی مهم، بناست در یک سالن سینما فیلمی پخش شود. چند دانشجوی علاقهمند به سینمای ایران ایستاده در حیاط و در انتظار آغاز اکران فیلم هستند. اکرانی که شاید هرگز برگزار نشود.
شهرام مکری فیلمی به نام «جنایت بیدقت» ساخته که در آن درجهدار ارتش (بابک کریمی) با همراهی گروهی از نظامیان به روستایی آمدهاست تا یک موشک به جا مانده از دوران جنگ را خنثی کند. اما در بدو ورود به روستا با جوانانی روبرو میشود که در تلاشند تا فیلمی قدیمی را در فضای باز چشمه اکران کنند. چشمهای که طبق شایعات محلی سالهاست تصویری را بازتاب نمیدهد…
دختری طراح (راضیه منصوری) باید پوستر یک فیلم را به سالن سینمایی که فیلم بناست در آن اکران شود برساند، اما با مادرش(فریبا کامران) در راه تصادف میکنند. دختر پس از اتفاقاتی به سالن سینما میرسد، اما چیزی درست پیش نمیرود.