همه بچه های من 1387
داستان زندگی زن میانسالیاست با بازی مهرانه مهین ترابی، که استاد دانشگاه است و زندگی حرفه ای موفقی دارد ولی علیرغم مجرد بودنش برای همه فرزندان خواهران و برادران و حتی پسر همسایه حکم مادری مهربان را دارد.
داستان زندگی زن میانسالیاست با بازی مهرانه مهین ترابی، که استاد دانشگاه است و زندگی حرفه ای موفقی دارد ولی علیرغم مجرد بودنش برای همه فرزندان خواهران و برادران و حتی پسر همسایه حکم مادری مهربان را دارد.
شادروان به دردسرهای یک خانواده پس از فوت ناگهانی پدرشان میپردازد. خانواده آنها که در حاشیه شهر زندگی میکنند درآمدی جز فروش سبزی ندارند و حالا با درگذشت پدرشان ماجراهای تازهای برایشان به وجود میآید.
مهرآباد روایتگر زندگی کیا مقدم است که پس از ۱۲ سال دوری از وطن و شکست در زندگی زناشویی برای پیگیری کارهای شخصی به کشور بازمیگردد ولی در همان بدو ورود با اتفاقی روبهرو میشود که زندگی خودش و بسیاری را تحت تأثیر قرار میدهد.
این مجموعه دربارهٔ دختری به نام عاطفه (افسانه پاکرو) که با قبول شدن در دانشگاه، در رشتهٔ حقوق از شیراز به تهران میآید و به دنبال محقق شدن رویاهای خود از جمله پولدار شدن است و با مردی (مهدی فخیم زاده) که هم سن پدرش است در هواپیما، آشنا میشود و تصمیم میگیرد با او ازدواج کند ...
این سریال سرگذشت زنی به نام مدینه را روایت میکند که پس از فوت همسرش، جهان، تصمیم میگیرد کارخانه به جا مانده از وی را اداره کند. او برای این کار از پسر خواندهاش بهمن کمک میگیرد. جهان در کارخانه شریکی به نام عبدی داشته و حالا بهمن برای خریدن سهم شریک شان مبلغ هنگفتی پول نزول میکند، اما ماجرا طوری که مدینه و بهمن انتظار داشتند، پیش نمیرود و عبدی کشته میشود.
مدینه (با بازی پریوش نظریه) که از مرگ شوهرش مطلع شده است، بعد از 20 روز در دریا به همراه پسرش(با بازی مهرداد صدیقیان) به دنبال جسد شوهرش می گردد اما بعد مدتی دست خالی و ناکام از پیدا کردن جسد شوهر به تهران باز می گردد .
مدینه بعد از برگزاری مراسم چهلم و به کارخانه به ارث مانده از شوهرش می رود و در آنجا متوجه تقلب و حقه بازی های شریک شوهر(با بازی مهدی سلطانی) می شود و… . تلاش مدینه برای نجات کارخانه و گرفتن حق فرزندانش از شریک شوهر مرحومش داستان این سریال را می سازد.
داستان در مورد دو برادر یتیم به نامهای بهرام و پویا است. که یک برادر (فرخ، دایی برادرها) و خواهر (فرخنده، خاله برادرها) آنها را به پیشنهاد مادرشان به فرزندی میپذیرند. پس از آن، اتفاقی بین شوهر فرخنده، برادر او و فرخ پیش میآید که موجب دوری خانوادهها از هم میشود. با گذشت ۱۵ سال از این ماجرا، مادربزرگ خانواده سعی در نزدیک کردن آنها به هم دارد و سعی میکند با کمک کردن به پویا و بهرام تا هر دو در یک دانشگاه قبول شوند، زمینهٔ این نزدیکی را فراهم کند. این وسط، خانهای که مادربزرگ برای ایجاد کانون اصلی این اتفاقها در نظر گرفته، همان خانهای است که به عنوان سهم دو برادر یتیم بوده و فرخ میخواهد با فروش آن، صاحب پول کلانی شود.
شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامهنگار عاشق هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق میافتد. پدران این دو از افراد گوشبهفرمان شخصی متنفذ به نام بزرگآقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامهنگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار میکشد، اما بزرگآقا او را نجات میدهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشتزدگیاش کم شده تصمیم میگیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحالاند بهجز پدر شهرزاد (محمود پاکنیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگآقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کردهاست. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، بهخاطر پدر قدرتمندش بزرگآقا که عمویش میشود سکوت میکند و مجبور میشود بسوزد و بسازد.
قباد و شیرین بچهدار نمیشوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچهدار نمیشود با هم دعوا میکنند. بزرگآقا که دیگر از آنها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم میگیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.
این مجموعه تلویزیونی با محوریت زندگی بانوی جوانی به نام «کیمیا پارسا» با بازی مهراوه شریفینیا در سه مقطع زمانی قبل و حین انقلاب، آغاز جنگ، دوران جنگ ایران و عراق و زمان حال روایت میشود.