برچسب گلاره دربندی

ساختمان پزشکان 1390

نیما افشار، روانشناس شهرستانی‌الاصل در کنار همسرش که بیمار سابقش است و در همسایگی والدینش زندگی می‌کند. داستان‌های مجموعه به زندگی پر دردسر نیما که شامل مشکلاتش با بیماران مختلف، گرفتاری‌های مالی ناشی از پرداخت اجاره خانه، اقساط مختلف، مهریهٔ همسر سابقش، تلاش دائمی برای حفظ آرامش و صلح میان والدین و برادر بی‌ملاحظه، همسر وسواسی‌اش و در نهایت تحمّل کم‌هوشی منشی‌اش می‌شود، می‌پردازند.

شمعدونی 1394

این مجموعه، داستان دو خانواده به نام‌های مظاهری و سعادتی را روایت می‌کند. خانواده‌ی مظاهری شامل هوشنگ (محمد نادری) پدر خانواده، زهره (آتنه فقیه نصیری) مادر خانواده و کارمند بانک، سارا (ویدا جوان) دختر بزرگ که در آزمون تخّصص پزشکی مردود شده و سعید (امیر کاظمی) پسر بیکار خانواده است. خانواده‌ی سعادتی شامل عطا (حسن معجونی) پدر خانواده که با هوشنگ مشکلاتی دارد، شیرین (نگار عابدی) مادر خانواده و عرشیا (عرفان برزین) که یک پسر کوچک‌ِ خبرچین و بازیگوش است، می‌شود. داستان به معضلات اجتماعی و فرهنگی به‌طور مستقیم یا معکوس از طریق این دو خانواده می‌پردازد.

پرگار 1399

پرگار ماجرایی درباره مشکلات نوجوانان دارد که به طور غیر مستقیم پیرامون موضوعاتی همچون مواد مخدر در مدارس، نقش خانواده در تعلیم و تربیت فرزندان و عشق بازیگری میان جوانان و نوجوانان به خصوص دختران روایت می‌شود. پرگار روایتگر داستان خانواده‌ای است که برای ادامه تحصیل دختر بزرگشان در مقطع دکترا، راهی تهران می‌شوند، اما خواسته یا ناخواسته درگیر موضوعاتی می‌شوند که دستمایه سکانس‌های مختلف سریال پرگار است.

دراکولا 1400

ژاله کبیری همسر جدید کامران کامروا که ۳ سال است با او ازدواج کرده برای او جشن تولد گرفته و همهٔ آشنایان و دوستان را دعوت کرده تا ثروت خود را برای دیگران به نمایش بگذارد. کامران کامروا هم مؤسسهٔ خیریهٔ جدیدی برای کودکان کار راه‌اندازی کرده و مانند گذشته به پولشویی مشغول است و مهیار مهرافزون را به استخدام خود درآورده‌است. مهمانی باشکوهی برپاست و ما با دوستان و خانوادهٔ جدید کامروا آشنا می‌شویم.

دزد و پلیس 1391

ناصر کاظمی، خلافکاری معروف و سابقه دار است که در اثر یک ضربه ناشی از وقوع یک تصادف به سر او حافظهٔ خود را از دست می‌دهد. ناصر پس از وقوع این تصادف شخصیت دیگری پیدا کرده و وقتی که می‌بیند همه از او می‌ترسند سعی می‌کند که اشتباهات خودش را جبران کند اما کم‌کم دوست او داوود (هومن برق‌نورد) به او توضیح می‌دهد که آن‌ها برای یک باند قاچاق مواد مخدر که رئیس آن، مهندس (حمید لولایی) فردی بسیار بی رحم است کار می‌کردند و…

گشت 2 1395

عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده، سراغ عطا مي‌روند. عطا دراين مدت درکما بوده و به تازگي به‌هوش آمده و به زندگي عادي بازگشته. اين سه رفيق دوباره باهم همراه شده، در پي کاري شرافتمندانه مي‌گردند. اما پس از تلاشهاي بسيار،ناچار مي‌شوند دوباره ....