برچسب گذری در تاریخ

اعلام تاسیسات فوردو به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ناراحتی آمریکا

یک دفعه آمریکایی‌ها با آقای البرادعی تند می‌شوند و می‌گویند: یعنی چه؟ شما چرا این نامه را گرفته‌اید؟ البرادعی جواب می‌دهد: من نمی‌فهمم، ایران اگر به شما اعلام نکند، می‌گویید چرا اعلام نکرده و اگر اعلام کند عصبانی می‌شود که چرا اعلام کرده و تو چرا نامه را گرفته‌ای؟

اقدام به غنی‌سازی ۲۰ درصدی/ دستیابی به یک «مقاله خاص» در سفر خارجی

خلاصه دوستان زحمت زیادی کشیدند. بخاطر دارم در یک مورد احتیاج به یک مقاله خاص بود که در دسترس نبود. بالاخره در سفر به یکی از کشور‌های خارجی توانستم مقاله موردنظر را به‌دست آورم و بعد از برگشت در اختیار دوستان قرار دهم.

کارشناسان اعجوبه/ غنی‌سازی با نصف هزینه

بعد از اینکه غربی‌ها متوجه شدند که ما اورانیوم بیست درصد را تولید کرده‌ایم حیرت‌زده شدند. خودشان به جان همدیگر افتاده بودند و به هم می‌گفتند شما که گفته بودید این‌ها بلوف می‌زنند و حرف‌هایشان دروغ است.

این نمایندگان چه حوصله‌ای دارند! صبح تا شب روی یک صندلی می‌نشینند و حرف می‌زنند

من اصلا نمایندگی مجلس را بلد نیستم، من هر زمان که مجلس می‌روم پیش خودم می‌گویم که این نمایندگان چه حوصله‌ای دارند! صبح تا شب روی یک صندلی می‌نشینند و حرف می‌زنند و من اصلا این کار را بلد نیستم.

اکثر مسئولین معتقد بودند نیروگاه اتمی بوشهر به سبب مشکلات فراوان هرگز ساخته نخواهد شد

البته اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، باید بگویم این بار مسئولیت ریاست بر سازمان انرژی اتمی را با اکراه پذیرفتم؛ زیرا تا آن زمان ۳۶ سال سابقه کار داشتم و دیگر دلم نمی‌خواست عهده‌دار مسئولیت دولتی باشم و ترجیح می‌دادم خودم را از این فضای پرهیجان سیاسی کمی دور کنم.

استفاده ظریف از کلمه «بن بست» در کمیته راهبردی/ پیشنهاد لاریجانی و تائید ولایتی

تقریبا بهمن ۱۳۹۳ بود که وزیر محترم امور خارجه پس از بازگشت از مونیخ در جلسه‌ای با حضور مقامات عالی رتبه نظام، گزارش دادند که با بن‌بست جدی در مذاکرات مواجه شده‌ایم و نمی‌توانیم پیش برویم و در این شرایط من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم.

صحبت خصوصی مونیز؛ قبول دارم که پیشنهاد ما از نظر اجرایی مشکلات فراوانی دارد

مونیز یک دفعه سکوت کرد و بعد از لحظاتی گفت: جلسه را متوقف کنیم. سپس او در یک صحبت خصوصی دو نفره به بنده گفت: آقای صالحی! من قبول دارم که پیشنهاد ما از نظر اجرایی مشکلات فراوانی دارد. گفتم: پس این پیشنهاد را کنار بگذاریم و سراغ پیشنهاد دیگری برویم.

شهادتین در کلینیک/ دکتر‌ها می‌گفتند این اتفاق که برای شما افتاد رفتنی بودی

اما زمانی که از خودرو پیاده شدم تا وارد کلینیک شوم مطلبی به من الهام شد. مثل اینکه کسی به من گفت: برای ورود به کلینیک خیلی با اطمینان قدم برندار ممکن است زنده بیرون نیایی. در همان لحظه شهادتین را به آرامی بر زبان جاری ساختم و سپس وارد کلینیک شدم.