اساساً مشکل امروزِ انقلاب محافظهکاری است و نه جایگزینی محافظهکارِ پیر و جوان. انقلابیگری بهمعنای تغییرگرایی، بنبستشکنی و نماندن پشت سد وضع موجود است.
انقلاب اسلامی قادر است در قالب احیای تمدن نوین اسلامی گامهایی جدی بردارد و در واقع این تمدن نوین اسلامی چیزی نیست مگر اینکه ما بتوانیم ثمرات عملی و عینی آن را در قالب فرآیند شعارهای اصلی انقلاب مورد توجه قرار دهیم.
گام اول خود بیانیهی گام دوم، مخاطبشناسی جوانانهی آن است؛ این مخاطب، نیازمند تببین و تفسیر و اقناع بوده و هست و نقشآفرینی در این عرصه، متوقف بر عملکرد نخبگان حوزوی و دانشگاهی است.
گیر کار «مدیریت جهادی و انقلابی» است. در مدیریت جهادی دانش در کنار غیرت، تعهد و خودباوری و ما میتوانیم جمع میشود و نتیجهی آن صنایع هوافضا یا موشکهای بازدارندهی ماست. این خصوصیت مدیریت جهادی است.
آرمانهایی برای کشور در حوزهی سیاست خارجی داریم که بایستی بر اساس واقعیتها، توان، قدرت، قابلیتها و ظرفیتهای انقلاب با کمک دیگران پیگیری شوند. معمولاً این توازن در دورههای مختلف به نفع دیگری بر هم خورده است.
انقلاب اسلامی با مبنا قرار دادن سیاست نه شرقی نه غربی، اصل «عزت، حکمت و مصلحت»، تأکید بر تقابل اسلام با استکبار و حمایت از نهضتهای رهاییبخش باعث تغییرات آشکار در هندسهی قدرت در منطقه و اقتدار نهضت بیداری اسلامی بر مبنای الگوی مقاومت در برابر سُلطهی آمریکا و صهیونیسم گردیده است.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: اقدامات ما در بسیج برای اجرای بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی با محوریت جوانان است، لذا برنامهها را بر همین اساس طراحی کرده و به دنبال سپردن کار به جوانان هستیم.