حلقه های ازدواج 1388
جوانی به نام حمید (مجید صالحی) در یک شرکت بزرگ کار میکند و یک سری اتفاقات در شرکت می افتد که زندگی او را به خطر می اندازد و…
جوانی به نام حمید (مجید صالحی) در یک شرکت بزرگ کار میکند و یک سری اتفاقات در شرکت می افتد که زندگی او را به خطر می اندازد و…
داستان هفت روز از زندگي دزدي است که تازه از زندان آزاد شده وطلاق همسرش و دوري تنها دخترش او را در شرايط بدي قرار داده است. مرد جوان در اولين صبح پس از آزادي تصميم گرفته دزدي را کنار بگذارد. دوري کردن از وسوسه هاي دزدي ديري نمي پايد و روزهاي بعد که گرسنگي امان مرد جوان را بريده؛ او را از اين تصميم باز مي دارد.
جواني به نام بهروز نيك بخت با مادرش زندگي مي كند. او دلبسته دختر خاله اش ستاره است اما پدر ستاره در نظر دارد دخترش را به عقد پسر برادر خودش احسان دربياورد. بهروز سر مزار پدرش مي رود تا با او درد دل كند. در اين ميان نيروهاي پليس يك قاتل حرفه اي را در بهشت زهرا دستگير مي كنند اما تلفن همراه قاتل تصادفاً به دست بهروز مي افتد. تلفن همراه زنگ مي خورد و مردي از بهروز مي خواهد تا فردي را بكشد و پولش را بگيرد. صداي پشت تلفن نشاني شخص را به بهروز مي دهد و بهروز متوجه مي شود زني به نام رؤيا جواهريان قرار است كشته شود. فرداي آن روز بهروز براي آنكه از ماجراي قتل اين زن مطلع شود خود را به شكل يك وكيل مدافع درمي آورد و...
فیلم درباره یک کلانتری غیر انتفاعی است که وظیفه خود می داند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند. اما چگونگی انجام آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است. ماجرا درباره گروگانگیری توسط دو دوست نادانی است که خود را درگیر دردسرهای بزرگ می کنند…