برچسب کیومرث لشکری

سرخدار 1405

سریال سرخدار، داستان زندگی مازیار، جنگلبانی متعهد، اصولگرا و خانواده‌دوست را روایت می‌کند؛ مردی که عشق به طبیعت و حفاظت از جنگل‌های شمال، مهم‌ترین دغدغه زندگی اوست. مازیار در مسیر انجام وظیفه خود با چالش‌های بزرگی روبه‌رو می‌شود؛ چالش‌هایی که از بی‌مبالاتی برادر بزرگ‌ترش فرهاد آغاز شده و با دسیسه‌های پرویز و جلال، دو تن از قاچاقچیان چوب و زمین‌خواران بزرگ منطقه، ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند.

مسیر هشتم 1389

یک گروه از دانشجویان رشته زمین‌شناسی برای تحقیق در مورد یخچال به کوه‌نوردی می‌روند. بهمن مسئول این گروه است که در مسیر کوه‌نوردی در مه گم می‌شود. پیرمردی او را پیدا می‌کند و نذر می‌کند که در روز تولد امام رضا (ع) به همراه خانواده به مشهد بروند...در این فیلم، عزت‌الله رمضانی فر و حسن اسدی نقش‌آفرینی کرده‌اند.

ماه در جنگل 1394

آقامحرم، جنگلبان کارکشته‌ جنگل‌های (زیرآب) مازندران، توسط قاچاقچیان چوب به شدت مضروب شده و در بیمارستان بستری‌ است. یحیی پسر جوان آقامحرم، علیرغم آنکه تمایلی به ادامه‌ راه پدر نداشته، آقامحرم را با خود به کلبه‌ جنگلی می‌برد تا هم مراقبت از او را به عهده بگیرد و هم ناگزیر مراقبت از جنگل را، اما قاچاقچیان چوب اقدامات تخریبی‌شان را ادامه می‌دهند و یحیی پایداری‌اش را ...

سلوی 1394

"سلوی"روایتگر زندگی شخصی زنی به نام «سلوی» می باشد که «رحمت» نامزد او، در یک درگیری مرتکب قتل شده و پنهان شده است.

زیگزاگ 1391

سرمدی رئیس کارخانه نساجی خط تولید جدیدی را راه‌اندازی می‌کند تا با تولید انبوه پارچه، بازار این محصول تامین شود. همزمان با این اقدام، محموله بزرگی از پارچه قاچاق وارد کشور شده و در این جریان سرمدی، خانواده و کارخانه‌اش را درگیر ماجراهایی می‌کند.

ول وله 1399

خانواده شاهین پسر بچه هشت ساله‌ای که از دست شیطنت‌ها‌ی او به ستوه آمده‌اند، برای حل مشکلات فرزندشان و درمان ناهنجاری‌ها به مشاور مراجعه می‌کنند و راهکار مشاور، رفتن زوج به مسافرت و سپردن شاهین برای مدتی نزد مادربزرگش است در این راستا افروز که در حال تکمیل پایان‌نامه‌اش درباره روانشناسی کودک است با شاهین در روستا هم قدم می‌شود و در ادامه اتفاق‌هایی سر راه آن‌ها قرار می‌گیرد که نه نتها شاهین بلکه افروز هم به چالش درباره گره‌های زندگیش کشیده می‌شود.

پایتخت 3 1393

ارسطو برای سومین بار عاشق شده‌است و قصد برپایی مراسم عروسی دارد. نقی که در حال ساخت خانه خود است، این مراسم را در همان خانه نیمساز برگزار می‌کند و شام مراسم را هم هما به عهده می‌گیرد. اوس موسی (معمار مشهدی ساختمان) به نقی اصرار می‌کند تا ستونی را وسط خانه نصب کند ولی نقی قبول نمی‌کند. مراسم برگزار می‌شود و بعد از شام هنگامیکه همه مشغول رقص و پایکوبی در طبقه دوم هستند ساختمان فرو می‌ریزد و همه مصدوم می‌شوند. چند هفته از این ماجرا می‌گذرد و نقی در خانه خواهرش فهیمه سکونت دارد و با ارسطو قهر کرده‌است. بهبود (همسر فهیمه) که جنگلبان است به گفته خودش در راه نجات جان پلنگ مازندران از دست شکارچی‌ها با برخورد تیر به لگنش جانفدایی کرده‌است و این قصه را همیشه با آب و تاب فراوان تعریف می‌کند. نقی که چند وقتی است بیکار شده تصمیم می‌گیرد در مسابقات کشتی پیشکسوتان شرکت کند، او در مسابقه پایانی با دیدن حریف سالخورده‌اش دچار غرور شد و کشتی را باخت. ارسطو هم با یک هجده چرخ در اروپا کار می‌کند. خلاصه بزرگان فامیل نقی و ارسطو را آشتی می‌دهند. بابا پنجعلی هم توهمی شده و همیشه لیلا (همسر مرحومش) را در کنارش می‌بیند و با او حرف می‌زند. وقتی ارسطو برای معاینه بهبود او را به دکتر می‌برد، متوجه می‌شود که یک ساچمه در کمر بهبود باقی مانده و به سمت نخاع او در حال حرکت است. اوس موسی که در حادثه ساختمان هر دو دستش شکسته این مدت در منزل بهبود و فهیمه ساکن بود. ارسطو، نقی و موسی تصمیم می‌گیرند تا با این بهانه که سر نقی مشکل پیدا کرده بهبود را با خود به تهران ببرند برای انجام عمل چون او از دکتر می‌ترسد و به فهیمه هم هیچ چیزی نمی‌گویند. بعد از راه افتادن آن‌ها به سمت تهران، معینی (رئیس هیئت کشتی شیرگاه) به در خانه فهیمه می‌رود و خبر می‌دهد که نقی باید به جای حریف سالخورده‌ای که در مسابقات از او شکست خورد به اردوی تیم ملی برود چون سوهانپز (کشتی‌گیر رقیب نقی) مصدوم شده‌است. هما می‌ترسد که نقی به مسابقات برود و ببازد و مجدد افسردگی بگیرد برای همین تصمیم می‌گیرد به نقی چیزی نگویند. رحمت (دوست خانوادگی نقی) به منزل آن‌ها می‌رود و با دهن لقی ماجرای بهبود را لو می‌دهد و فهیمه که باردار است با اصرار با ماشین رحمت دنبال آن‌ها می‌روند و با نقی و بقیه همسفر می‌شوند. ارسطو هم که قصد ازدواج با یک زن چینی به نام چوچانگ دارد متوجه می‌شود که وی در راه تهران است. خانواده نقی در منزل اوس موسی سکنا می‌گزینند. نقی و هما و ارسطو هم برای استقبال از چوچانگ به برج میلاد می‌روند و …