ناظر (کوتاه) 1402
این فیلم کوتاه درباره مسئول حراستی است که درگیر مسئلهای شخصی میشود.
این فیلم کوتاه درباره مسئول حراستی است که درگیر مسئلهای شخصی میشود.
شهربانو مادر سه فرزند است که به جرم انتقال مواد مخدر به حبس ابد محکوم شده است. او پس از یازده سال زندان، برای شرکت در عروسی پسرش برای چند روز از زندان آزاد میشود. با این حال، این آزادی موقت او را با جنبه دیگری از زندگی خود و خانوادهاش قبل از بازگشت به زندان روبرو میکند و…
حسنعلي اولين كسي است در آبادي كه ميرود و براي خودش از شهر سنگ قبر ميخرد. اين مسئله تعجب همهي اهالي را در پي دارد و سوژه ي خنده آنها ميشود، او خود را پدري مهربان، دلسوز و فداكار ناميده. همسر او نيز با گلايه از اين كار، شروع به نقزدن ميكند كه چرا حسنعلي براي وي پول خرج نميكند. مگر او فداكار نيست و نبوده كه حسنعلي براي او سنگ نخريده؟! اين مسئله در بقيه خانوادهها نيز باعث بروز اختلاف ميشود.
روایت کلی این فیلم پیرامون اتفاقات بعد از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ و عملیات مرصاد است. نیروهای امنیتی ایران متوجه حضور نفوذیهای سازمان مجاهدین خلق پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران در جبهه میشوند. با ارسال دو مأمور امنیتی به بغداد میخواهند قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان ، عباس زریباف فرمانده این عملیات را ترور کنند. اما داستان طور دیگری رقم میخورد.
اميرعلي و نوشين دو جوان بيست و يكي دو ساله قصد ازدواج با يكديگر دارند. خانواده ها چندان موافق نيستند. آن ها صبر پيشه كرده اند تا به مرور زمان رضايت خانواده هايشان را جلب كنند. آن دو تعدادي روياي مشترك دارند؛ برنده شدن در لاتاري و گرين كارت.
پدر بهرام، آقا بابک(مهدی هاشمی) و مادر ساسان، سوری جون (ژاله صامتی) به پیشواز آنها میآیند، اما ساسان نمیداند که آنها با هم ازدواج کردهاند. بهرام با یک اشتباه جدید دلارهای خود را که در چمدان جاساز کرده، با چمدانی دیگر جابهجا میگیرد. آدمهای کارلوس به سراغ آنها میآیند و ساسان و بهرام دوباره وارد ماجراهای جدیدی میشوند که باعث میشود نه تنها تحت تعقیب قاچاق چیان مواد مخدر قرار بگیرند بلکه ادم های کارلوس نیز به دنبال انها نیز هستند که...