برچسب کیوان نصیری خرم

هزار و یک شب 1404

این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت می‌شود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوه‌های غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. داستان در تهران آغاز می‌شود، جایی که رشته‌ای از ناپدید شدن‌ها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.

بازی را بکش 1403

موسی، از پیشکسوتان فوتبال، برادرش را در یک سانحه ورزشی از دست می‌دهد. او در مسیر کشف راز مرگ برادرش با حقایق عجیبی روبه‌رو می‌شود…

یادگار جنوب 1401

داستان فیلم دربارهٔ عشق یک دختر و پسر و ازدواج آن‌ها در حالی که دختر در کما است و ازدواج آن‌ها باعث می‌شود شرایط پیچیده‌ای رخ دهد.

روز ششم 1399

یک زندانی به نام احمد که تنها پنج روز فرصت دارد جواب چند معما را پیدا کند تا بتواند زنده بماند، بخشی از اتفاق‌ها در گذشته رخ داده که بدون روشن شدن آنها برای مشکل‌های امروز جوابی پیدا نخواهد کرد احمد اگر موفق نشود روز ششم کشته می‌شود.

آنها 1400

این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره

سیاوش 1399

سیاوش ساقی (میلاد کی‌مرام)، کشتی‌گیر و قهرمان جهان است و نامزدش مرجان، نیاز به عمل پیوند کبد دارد. سیاوش به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت هزینه‌های عمل پیش نصرت (رضا کیانیان) که یکی از میلیاردرها محسوب می‌شود می‌رود اما نصرت در ازای دادن پول از سیاوش می‌خواهد تا با مارال(ترلان پروانه)، دخترش عقد کند.

برخورد خیلی نزدیک 1387

تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.

کارت پرواز 1396

ندا بعد از یک تفریح جانانه در شهربازی با پسر کوچولویش، به گلخانه‌ای رفته و در آنجا شروع به بلعیدن مواد مخدر می‌کند. او اولین بار است که این کار را می‌کند. ندا در فرودگاه به مشکل می‌خورد. به اصطلاح عامیانه خودشان نشتی می‌دهد و یکی از کیسه‌ها در بدنش پاره می‌شود. پسری که از قضا با او در گلخانه بوده و مواد دیگری را خورده، متوجه نشتی ندا می‌شود و از او می‌خواهد که پرواز را کنسل کند چرا که پلیس قطعا به او شک می‌کند و هر دویشان لو می‌روند.