برچسب کیوان ملک مطیعی

وام عسل 1393

فیلم «وام عسل» درباره زندگی فردی به نام «محمود» که ویزیتور پخش محصولات فرهنگی است و از طریق شرکتی که مشغول به کار است، وامی را دریافت می کند و بر سر این وام در بین همسایگان او اختلافاتی می افتد.

شکرآباد 1393

این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستان‌ها و اتفاقات در سال‌های خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ می‌دهد، البته از نیمه‌ی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق می‌شود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده می‌کنند.

راوی داستان‌ها سه گونه‌اند:

در قسمت‌های اول، معلمی در مکتب‌خانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایت‌های پندآموز می‌خواند.
در قسمت‌های میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده می‌کنیم که برای سه فرزندش با نام‌های آلفرد، هیچکاک و تقدیم می‌کند - که کارهای اشتباه انجام می‌دهند - حکایت تعریف می‌کند تا آن‌ها پند بگیرند.
در قسمت‌های پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ می‌شکند و بخاطر تنهایی نیازمند هم‌صحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، هم‌بندی جدیدی وارد زندان می‌شود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد می‌شود یا از زندان می‌گریزد و زندانی اول، باز تنها می‌شود.

دست به نقد 1394

مجموعه دست به نقد یک مجموعه طنز اپیزودیک میباشد که ورزش و مردم، خانه سالمندان، استندآپ، زایشگاه، اتوبوس، من و تو پلاس، قندپهلو، کارمند، ایست مطبوعاتی، مرده شوخونه، دفتر قبرستون و... از جمله اپیزودهای این اثر هستند.

کنسرت روی آب 1389

هدايت هاشمي صاحب آژانس املاك و شخص سرشناس و بسيار متمولي است كه همسرش منير قصد دارد برايش زن ديگري بگيرد كه دليلش را بيان نمي كند. ولي هدايت از اين موضوع ناراضي است و حاضر به انجام چنين كاري نيست. هدايت تنها يك آرزو دارد و آن هم خوانندگي است. هدايت و منير سه دختر دارند با نام هاي مينا كه در پي يافتن شوهر است، مرضيه كه قصد ازدواج با آهنگساز و خواننده اي به نام آرش را دارد و مريم كه قرار است با بپيشكار پدرش، ازدواج كند. حبيب كاپيتان بازنشسته كشتي و برادر جانباز هدايت است كه در حادثه پنجم ژوئن خانواده اش را از دست داده است. حبيب فكرهايي در سرش دارد و مي خواهد براي يادمان شهداي پنجم ژوئن كنسرتي را بر روي يك كشتي در آب هاي خليج فارس راه اندازي كند و براي اين كار از دوستان قديمي اش كمك مي خواهد. او شعرهايي حماسي ـ ملي براي اين كنسرت سروده است و نيازمند آهنگساز است. با آمدن خانواده آرش براي خواستگاري همه چيز مهيا مي شود؛ هم آهنگساز و هم استوديو. از طرفي هدايت از تنها خواهر آرش، پروانه خوشش مي آيد و جواب مثبت را براي ازدواج آرش و مرضيه مي دهد. حامد هم براي اينكه رضايت هدايت را براي ازدواجش با مريم جلب كند سعي مي كند براي خواهر بزرگتر يعني مينا شوهري پيدا كند. به همين خاطر يكي از دوستانش به نام رضا را براي آشنايي به سراغ مينا مي فرستد ولي از آنجا كه رضا بسيار ساده لوح و بي دست و پا است همه چيز را خراب مي كند و...