برچسب کیوان مقدم

موسی کلیم الله 1403

داستان این فیلم برداشتی از داستان‌های قرآنی است که با محوریت ماجرای تولد حضرت موسی، نجات از رود نیل، حضور در دربار فرعون، و در نهایت رسالت ایشان برای رهایی قوم خود روایت می‌شود.

عزیز 1403

«عزیز» داستان زنی به همین نام را روایت می‌کند که با پیشرفت بیماری آلزایمر دست‌وپنجه نرم می‌کند. این بیماری نه تنها زندگی شخصی او، بلکه روابط او با اعضای خانواده و به ویژه پسرش را تحت تاثیر قرار داده است.

بدون قرار قبلی 1400

داستان فیلم در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سال‌ها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار می‌کند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشته‌است باعث تعجب او می‌شود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را می‌شناسند او را به درک تازه‌ای از انسان و مفهوم مرگ می‌رساند.

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

خورشید 1398

علي کودک کاري است که در يک اوراقي لاستيک کار مي‌کند و مادرش هم به خاطر مشکلات رواني در بيمارستان بستري شده است. او که وضع مالي چندان خوبي ندارد توسط يکي از هم‌محلي‌هاي خود از وجود يک گنج در زيرزمين مدرسه آگاه مي‌شود و تصميم مي‌گيرد با دوستان خود در يک ماجراجويي تازه به سراغ اين گنج برود.

بال های سپید 1377

تعدادي از دانشجويان رشته بازيگري به ديدن يكي از استادان رشته تعزيه خواني مي روند. استاد در اين ديدار ماجراي نوجواني به نام مراد را براي دانشجويان اينطور نقل مي كند كه مراد نوجواني بوده كه بسيار به رشته شبيه خواني در مراسم عزاداري امام حسين (ع) علاقه داشته و هميشه آرزو داشته كه در اين مراسم در نقش حضرت قاسم ظاهر شود. سرانجام موقعيتي بوجود مي آيد تا مراد بتواند ايفاي نقش كند. او براي اينكه بهتر بتواند نقش خود را بازي كند، تصميم مي گيرد كه خود را در شرايط ياران امام حسين (ع) در روز عاشورا قرار دهد. براي همين هم چند روزي را با تشنگي تمرين مي كند تا بالاخره يك روز در حال تمرين نقش خود بيهوش مي شود. نقل استاد كه به اينجا مي رسد همه دانشجويان تحت تأثير مي گيرند و شناخت بهتري از نمايش شبيه خواني پيدا مي كنند.

تسویه حساب 1387

چهار زن زندانی خشن، در زندان نقشه‌ای می‌کشند که پس از آزاد شدن اجرایش کنند. آن‌ها آزاد می‌شوند و پس از اجاره خانه‌ای، مردان را از خیابان به وسیله تغییر قیافه دادن به صورت یک فاحشه به همان خانه می‌کشانند، آن‌ها را به یک صندلی می‌بندند، مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و پولشان را به سرقت می‌برند.

دایره زنگی 1386

محمد و شيرين تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزينه صافكاري ماشين تصادفي را كه سوار آن هستند تأمين كنند، شيرين جرأت ندارد ماشين پدر را كه يواشكي از خانه بيرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهي خانه اي در شمال شهر مي شوند تا با كاري كه انجام مي دهند، پول مورد نياز را تأمين كنند.