با عرض معذرت 1403
این فیلم موضوعی اجتماعی دارد که در قالب طنز روایت می شود که به آرزوها و رویاهای جوانی به اسم بزرگ می پردازد که در رویاهایش خود را به جای افراد دیگر با موقعیت های رویایی خود می گذارد.بزرگ یک دوره گردی است که هنگام خرید ضایعات گوشی کهنه و قدیمی را پیدا می کند که برای او پیامهایی ارسال میشود. او می تواند بی نهایت آرزو کند و با ارسال آنها در موقعیت هایی قرار بگیرد که ارزو داشته است اما این اتفاقات باعث ایجاد موقعیت هایی می شود که داستان اصلی این فیلم را روایت می کند.
شمشاد خان علاقه زیادی به داستان دارد. و همینطور گاد فادر. او همواره به دنبال داستانهای خاص و شخصیتهای این قصه هاست. او دلش میخواهد این قصه ها را واکاوی کند و اصل و واقعیت آنها را کشف کند.
سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساختها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.
یکی مثل من داستان سه زوج جوان است که سه دیدگاه متفاوت درباره ازدواج دارند . یک زوج معتقد است که احساس خوشبختی زن و شوهر در این است که در همه زمینه ها با هم تفاهم داشته باشند . زوج دیگر معتقد است که تضاد احساس خوشبختی است و زوج سوم معتقد است که عشق می تواند خوشبختی زن و شوهر را تضمین نماید.
جعفر که در صدد است ازدواج موفقی داشته باش، از طریق دفتر مشاوره به دنبال همسر متناسب برای خود می گردد. روزی از طریق دفتر مشاوره با دختری به نام گلناز آشنا می شود که تا ۹۰ درصد، با او تناسب و همخوانی دارد. در ادامه این دو نفر با یکدیگر ازدواج می کنند. از سوی دیگر دکتر جوانی به نام سپهر، با دختر لجباز و پرشوری به نام نرگش آشنا شده و آنها نیز با یکدیگر ازدواج می کنند. بر حسب اتفاق، این دو زوج با یکدیگر همسایه می شوند جعفر و گلناز در نهایت آرامش و خوشی و سپهر و نرگس هم دائم با هم جر و بحث و دعوا دارند.
یکبار که جعفر و گلناز، قصد پادرمیانی برای سپهر و نرگس دارند، کم کم زندگی خودشان دچار اختلافاتی می شود، به طوری که جعفر می پندارد اینکه همیشه با همسرش در توافق و آرامش زندگی کنند چندان هم خوب نیست و بد نیست بعضا مخالفت ها و اختلاف نظرهایی هم در این میان وجود داشته باشد. این باور به تدریج باعث بوجود آمدن اختلافات جدی بین جعفر و همسرش شده تا حدی که گلناز به قهر از خانه جعفر می رود. از سوی دیگر ملاطفت ها و صبوری های گلناز، روی نرگس تاثیر مثبت گذاشته و او تصمیم می گیرد دست از جر و بحث همیشگی با سپهر بردارد.
در نهایت هر دو خانواده که به اشکالات موجود در رفتارشان در زندگی مشترک پی برده اند، زندگی جدیدی را از سر می گیرند."
سعید پسر گچکاری است که به تازگی با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده، اما به دلیل فقر خود و همسرش؛ جهاز خواهرش را برمی دارد و به خانه خود می آورد. خواهرش در صدد شکایت از او بر می اید، اما وقتی برای گرفتن فرم شکایت به مغازه قاسم که نزدیک دادگاه است، می رود ،با قاسم آشنا می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. اما جهاز ندارد و قاسم هم به طبقه ای بالاتر از او تعلق دارد و... یکی دیگر از شخصیت های داستان زنی 65 ساله به نام خانم احتشام زنی کتابخوان است. همسر خانم احتشام فوت کرده و او با مستمری شوهرش تنها در خانه بزرگی که اینک مخروبه شده و یادگار شوهرش است، زندگی می کند. مادر سعید هفته ای یکبار برای نظافت به خانه خانم احتشام می آید. فیلم در واقع سه داستان جداگانه را دنبال می کند، داستان خانم احتشام؛ داستان سعید و همسر فقیرش و داستان قاسم و خواهر سعید. آدمهای این سه داستان در پایان به نحو دلنشینی به یکدیگر مرتبط می شوند.
اين فيلم در مورد سالهاي اوليه جنگ تحميلي بر عليه مردم شريف ايران است. روستايي دورافتاده در جنوب خراسان که تمامي مردان آن براي حفظ کيان اين مرز و بوم به جبهه ميروند و تنها کودکان، زنان و پيرمردان در روستا باقي ميمانند. حسن پسر بازيگوش 10ساله گمان ميکند آن تابستان بدون پدر بهترين تابستان عمرش خواهد بود و...