بازداشتگاه 1362
گروهی نظامی و غیر نظامی که در بازداشتگاهی در عراق به سر می برند در پی اقدامی متحد با زندانبان های خود گلاویز می شوند و از بازداشتگاه می گریزند و به رزمندگانی می پیوندند که بر ضد متجاوزان نبرد می کنند. آن ها به پیروزی دست می یابند.
گروهی نظامی و غیر نظامی که در بازداشتگاهی در عراق به سر می برند در پی اقدامی متحد با زندانبان های خود گلاویز می شوند و از بازداشتگاه می گریزند و به رزمندگانی می پیوندند که بر ضد متجاوزان نبرد می کنند. آن ها به پیروزی دست می یابند.
سيد كه از ظلم خان به تنگ آمده بر ضد خان و اياديش مي شورد و گروهي از اهالي را با خود همراه مي سازد. جواني به نام طه، كه پيغامي براي خان آورده، پس از مواجه شدن با سيد و يارانش به آنان مي پيوندد. روزي كه خان و كنسول انگليس به شكارگاه رفته اند سيد و يارانش به آنها حمله مي كنند و كنسول را به قتل مي رسانند. سربازان انگليسي به تعقيب آنها مي پردازند. تعدادي از ياران سيد از پا در مي آيند و سيد زخمي به خانه اش پناه مي برد. قواي بيگانه خانه ي سيد را محاصره مي كنند . سيد و همسرش پس از فرار دادن طه و فرزند خود كشته مي شوند.
پيرمردي به نام پيراك از راه حمل و نقل ماهي هاي صيادان براي شخصي به نام كريم سماك گذران مي كند. فرزند او، علي، در زاهدان دوره ي خدمت اجباري را مي گذراند. علي در درگيري با قاچاقچيان مواد مخدر كشته مي شود، هم قطار علي، عباس، خبر را به پيراك مي رساند و پيراك عباس را به اصرار نزد خود نگه مي دارد. سال ها پيش عوامل كريم سماك پدر عباس را به قتل رسانده اند و عباس از كريم كينه اي سخت به دل دارد. با توصيه ي عباس صيادان تصميم مي گيرند ماهي هاي صيد شده را مستقيماً به بازار و به دست خريدار برسانند. كريم عواملش را سراغ عباس مي فرستد تا او را در تور بپيچند و به مرداب بيندازند. پيراك و صيادان به كمك عباس مي شتابند و او را نجات مي دهند. پيراك به مقابله با كريم مي رود و هر دو كشته مي شوند.
امير اسد خان براي آن كه دو پسر معتادش فريدون و فرخ را از دام اعتياد برهاند آن دو را در اتاقي حبس مي كند، و راه رسيدن مواد مخدر را روي آن ها مي بندد، اما فريدون و فرخ به هر تمهيد هرويين خود را فراهم مي كنند. پدر براي فرخ مراسم عروسي تدارك مي بيند، اما فرخ در حالت بحران اعتياد خود و نامزدش را مي كشد.