برچسب کودتای نقاب

میراژ دشمن را که زدیم، میگ ۲۳ ما را زد/محققی مدیر آموزش بود ولی اسم خودش را برای پرواز می‌نوشت

وقتی هدف را زدیم و اعلام کردم، از رادار عکس‌العملی نگرفتیم که ناگهان ما را زدند. سه موشک به هواپیما خورد که البته این را بعدا فهمیدم. دُم هواپیما سر یک‌کوه پیدا شد و بقیه‌اش چهاپنج مایل آن‌طرف‌تر تکه‌تکه شد. اوضاع قابل کنترل نبود. به همین‌دلیل اجکت کردم.

۲۰ شهریور ۵۹ بمباران‌های برون‌مرزی را در خاک عراق شروع کردیم/گفتم بیرون نپر که اینجا لانه زنبور است!

امیر خلبان حسین هاشمی می‌گوید به‌خاطر تحرکات نظامی رژیم بعثی عراق و تجاوزات گاه و بی‌گاه به خاک ایران، خلبانان پایگاه چهارم شکاری دزفول از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ پیش از شروع رسمی جنگ، بمباران‌های برون‌مرزی را آغاز کرده بودند.

کودتای نقاب از زبان محسن رضایی/قرار بود همه‌جا جز دفتر بنی‌صدر بمباران شود

ترتیب کار این‌طور بود که همه‌جا به‌جز دفتر ریاست جمهوری بمباران شود؛ یعنی قرار بود که تشکیلات بنی‌صدر سالم بماند، ولی مشخص نیست که کودتاچیان می‌خواستند شاپور بختیار را برگردانند یا با بنی‌صدر به‌عنوان رئیس‌جمهور کنار بیایند یا این‌ها باهم کشور را اداره کنند

تردید یزدان‌شناس برای زدن بمب خوشه‌ای یا راکت/کودتای نقاب کار آمریکا بود و شوروی شعور این‌کار را نداشت

پیش نمی‌آید که با همان‌سرعت و همان دایو انگل مد نظر روی هدف باشی. خدای گانری هم نمی‌تواند؛ آن هم وسط میدان جنگ! در رِنج (میدان تیر) می‌شد؛ آن هم با تمرینات زیاد. ولی آن‌جا که اولین بارم بود در عمرم در منطقه جنگی، بمب جنگی می‌زدم، دیدم روی هدف هستم! فشار روحی اش هم بماند! بر حسب اتفاق یا این‌که شاید عمر آن‌‌نیروها سر آمده بود، تمام شرایط من مناسب بود.