برچسب کنکور

غول کنکور و کرونا

درِ سازمان سنـجـش، برای دومـیـن بار باز هم روی یک پاشنه چرخید! اعتراض‌ها و انتقادها و راه‌اندازی پویش‌های مجازی دانش‌آموزان، برای به تعویق انداختن کنکور، امسال هم همانند سال گذشته راه به جایی نبرد و اولین گروه از میان یک‌میلیون و ۳۶۸ هزار داوطلب آزمون سراسری صبح امروز و درحالی‌که گفته می‌شود تا شیوع پیک پنجم کرونا تنها دو قدم بیشتر نمانده، راهــی حوزه‌های امتحانی شدند و با بیم و امید بر سر جلسه آزمون نشستند. این آزمون که از امروز شروع شده تا روز شنبه ادامه دارد و آن‌طور که ابراهیم خدایی، رئیس سازمان سنجش کشور در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته، در آن ۳۷۰ هزار و ۱۱۲ داوطلب در گروه علوم انسانی، ۱۷۵ هزار و ۷۷۶ داوطلب در گروه زبان‌های خارجی، ۱۴۲ هزار و ۶۷ داوطلب در گروه علوم ریاضی و مهندسی و در گروه آزمایشی هنر هم ۱۲۵ هزار و ۱۱۲ داوطلب رقابت می‌کنند.

کنکور در زمانه کرونا

پنجشنبه؛ نهم تیرماه! عقربه‌های ساعت، هنوز به هفت صبح نرسیده‌اند که جای سوزن‌انداختن در خیابان هزارجریب نیست. ماشین‌ها شانه‌به‌شانه، یله داده‌اند به هم. فاصله دو درب جنگلبانی و شرقی دانشگاه اصفهان، مملو از دانش‌آموزان دختر است که روپوش و مقنعه‌های سورمه‌ای و سیاه پوشیده‌اند و داوطلب آزمون سراسری در رشته علوم ریاضی و علوم انسانی هستند. همه ماسک به صورت دارند. صف دخترها پشت در برای ورود به حوزه امتحانی طویل و بدون فاصله است! کنکور هوش و حواسی برای توجه به کرونا و رعایت پروتکل‌های بهداشتی نگذاشته است. هر چه ساعت به هشت صبح نزدیک‌تر می‌شود، جمعیت بیشتر و صف نیز طولانی‌تر می‌شود. خیلی از پدر و مادرها هم دخترانشان را همراهی کرده‌اند و به بدرقه آن‌ها آمده‌اند. پشت در ایستاده‌اند یا در محوطه چمن بیرون از دانشگاه نشسته‌اند و برای موفقیت فرزندانشان در این امتحان بزرگ تسبیح می‌چرخانند.

قناعت؛ واژه کم‌رنگ این روزها

از معدود شب‌هایی بود که خوابم نمی‌برد. چهل‌هزار تومان بابت آزمون کنکور آزمایشی برای بابای مقرری‌بگیر من زیاد بود! همکلاسی‌ها بالاخره جایی ثبت‌نام کرده بودند؛ اما من خودم بودم و کتاب‌های درسی‌ام و کتاب‌های تست قدیمی که از کتابخانه امانت می‌گرفتم یا کتاب‌های تستی که با یکی‌دو نفر شراکتی می‌خریدیم و خواندنش را نوبتی می‌کردیم.

برای جنگجویان از‌کنکور‌برگشته

این نه اولین آزمون زندگی است و نه آخری! حتی نمی‌توان گفت که سخت‌ترین! قسمت ترسناک ماجرا اینجاست که بعد از این قرار است زندگی آنقدر سخت‌تر و پیچیده‌تر شود که کنکور و ماجراهایش در آن گم می‌شود. بعد از این خبرهایی هستند که شما را بیشتر از خبر نتایج کنکور خوشحال یا ناراحت می‌کنند.