برچسب کمدی

آتیش بازی 1392

مارال و کیا دو آدم شیاد هستند که با همکاری یکدیگر از طریق دزدی و کلاه‌برداری پول زیادی بدست می‌آورند. اما مشکل اینجاست که این دو نفر به یکدیگر نیز رحم نمی‌کنند و هر یک سعی می‌کند با نارو زدن به دیگری، صاحب تمام پول‌ها شود...

آژانس ازدواج 1389

عزيز و بلابس دو دوست صميمي هستند كه با هم زندگي مي كنند و در مرده شور خانه روستايي همكارند. شبي بلابس در خواب تعداد زيادي كفش و سندل زنانه مي بيند و به محض بيدار شدن تعبيرش را در كتاب مي خواند كه كفش نماد زن گرفتن است. با ديدن اين خواب غصه اش مي گيرد؛ چرا كه از قرار بلابس نمي تواند زن بگيرد. بلابس ناراحت و غمگين است ولي عزيز اين را يك لطف الهي مي داند كه هرگاه بلابس تصميم به ازدواج با دختري را مي گيرد، همان دختر ظرف يك هفته يا زودتر ازدواج مي كند به طوري كه ديگر هيچ دختر و پيردختر و بيوه زني در روستا باقي نمانده است!

يك روز كه بلابس مشغول تعمير سقف مرده شور خانه است خانمي به سراغش مي آيد و از او تقاضاي كمك در پخش نذري مي كند. بلابس با شناختن نورا، دختري كه سال ها قبل از او خواستگاري كرده بود بي هوش مي شود. نورا براي بلابس تعريف مي كند كه پس از خواستگاري او، خواستگاري در خارج از كشور پيدا مي كند و براي ازدواج با او به تركيه مي رود ولي طرف حقه باز از آب درمي آيد و نورا پس از بازگشت از تركيه روي برگشتن به آبادي را پيدا نمي كند و با مادر بيمارش در تهران زندگي مي كند. پس از بازگشت نورا به تهران بلابس با عزيز صحبت مي كند و تصميم مي گيرد بار ديگر به خواستگاري نورا برود ولي اين بار با احتياط بيشتر.

براي تأمين مخارج ازدواجش تصميم مي گيرد به تهران، سراغ پسردايي اش سليمان برود و پنج ميليون توماني را كه سال ها پيش براي كمك هزينه ازدواجش به او قرض داده بود پس بگيرد. سليمان معروف به «ساسي مانكن»، صاحب مغازه كفش فروشي و آدم زبان بازي است كه به محض اطلاع از قصد ورود بلابس به تهران سعي مي كند او را دست به سر كند ولي بلابس جدي تر و مصمم تر از اين حرف هاست. او در منزل دايي خدابيامرزش، با دوستان سليمان كه گروهي از خوانندگان رپ هستند آشنا مي شود ولي تمايل به دوستي با آنها از خودش نشان نمي دهد. فرداي آن روز بلابس براي ديدار نورا و يافتن كار به محل كار نورا مي رود ولي...

جا به جا 1391

این فیلم داستان فردي را روايت مي کند که به اشتباه با يک فرمانده جنگ جابجا گرفته مي شود و باعث بوجود آمدن اتفاقاتي در زندگي اش مي شود.

یک جیب پر پول 1388

امير علي (جواد رضويان) و دختر عمويش، پونه (آناهيتا همتي)، دل در گرو هم دارند. اما غزال (شهره لرستاني)، مادر پونه و اسماعيل (رضا شفيعي جم)، با ازدواج دخترش با اميرعلي مخالف است. او که سوداي ازدواج پونه با مردي از طبقه مرفه را در سر مي پروراند، با اين بهانه که يک سال پيش پدر اميرعلي به دليل اين که گواهينامه نداشت

سگ های ولگرد بانگو

پس از آن که
ناکاجیما
آتسوشی از
یتیم خانه
بیرون
انداخته شد
و فردی بی
خانمان،
گرسنه و
سرگردان
شده بود، با
دزای
اوسامو و
دستیارش
کونیکادا
که کارآگاه
های ویژه ای
بودند که
برای حل
معماهای
فراتر از
توان انسان
های عادی
بود، آشنا
میشود. آنها
به دنبال
ببری هستند
که آخرین
بار در
نزدیکی
آتسوشی
دیده شده
بود. به
همین دلیل
آتسوشی با
کاراگاه ها
همراه شد تا
به حل معما
کمک کند و …

راستی مکانیک

پسری به نام
راستی، با
کمک دانشی
که در زمینه
مهندسی
دارد، از
قطعات
ماشین ها
برای ساختن
روبات های
نجات دهنده
استفاده می
کند. این
روبات ها به
او در
ماجراجویی
هایش کمک می
کنند.

من و شوالیه ام

انیمیشن
سریالی من و
شوالیه ام
داستان سه
دوست به
نام‌های
هنری، جیمی
و پرنسس
گربه‌ای
است که سعی
دارند با
کمک هم برای
روشن شدن
دوران
تاریک
زمانه‌ی
خود تلاش
کنند و...