برچسب کمدی

تتل و راز صندوقچه 1392

تتل براي پي بردن به راز صندوقچه،‌ بدون اطلاع پدربزرگ در صندوقچه را باز مي‌کند اما نمي‌تواند به سوالات صندوقچه پاسخ گويد و گرگ خان از محل اختفاي بزها آگاه مي‌شود. تتل براي پيدا کردن مادرش و نجات بزها سفري طولاني را آغاز مي‌کند...

قبرستان غیرانتفاعی 1389

در مراسم شب عروسي فرخ و سوگل قرار است عموي فرخ، و دايي فرخ، كه سالهاست با هم كدورت دارند آشتي كنند. با پادرمياني و اصرار بزرگان فاميل اين آشتي صورت مي گيرد و بزن و بكوب به راه مي افتد ولي در حين رقصيدن، اين دو دوباره بگومگوهايشان را از سر مي گيرند و به كل مجلس را به هم مي زنند. پدر فرخ، انتظام بزرگ با ديدن اين صحنه ناگهان قلبش مي گيرد و نيمه شب فوت مي كند. انتظام،‌ عمومي فرخ، زمين بزرگ ولي بدون مجوزي دارد و سالهاست از نصير مي خواهد مجوز ساخت و ساز غيرقانوني برايش جور كند و او قبول نمي كند. به همين دليل انتظام از نصير كينه دارد. مليحه،‌ همسر نصير و تاجي، زن انتظام رابطه خوبي با هم دارند و هر دو سوگل را عروس نحس و بدقدمي مي دانند كه در شب عروسي اش پدرشوهرش را به ديار باقي فرستاده است و به همين دليل چشم ديدنش را ندارند. موقع مراسم خيرات و ناهار متوفي، انتظام با شنيدن گفت و گوي يكي از ميهمانان ايده اي به نظرش مي رسد كه يك قبرستان خصوصي به راه بيندازد. از همان جا راهش را به طرف زمينش كج مي كند و با اندازه گيري طول و عرض زمين، طرح ساختن قبرستان غيرانتفاعي را پياده مي كند. مسأله را با فرخ كه شركت تبليغاتي نيمه ورشكسته اي دارد در ميان مي گذارد. فرخ به شدت مخالفت مي كند ولي سوگل با طرح و ايده او كاملاً موافق است و برخلاف نظر فرخ با انتظام وارد همكاري مي شود. اختلاف از همان جا بين‌شان آغاز مي شود و سوگل از حق مهريه اش كه سه دانگ از سهم شركت است استفاده مي كند و فرخ را كنار مي زند. فرخ به خانه دايي نصير پناه مي برد. سوگل هم كار و بارش در همكاري با انتظام گرفته و قبرها را در بلوك هاي مختلف و با قيمت هاي بالا پيش فروش مي كنند. دايي نصير پا پيش مي گذارد كه با سوگل صحبت كند ولي حرف سوگل يك‌ست و طلاق مي خواهد. بالاخره فرخ و سوگل از هم جدا مي شوند و فرخ به پيشنهاد دايي اش سوگل را از خانه بيرون مي كند و سوگل هم به شركت پناه مي برد. انتظام كه از زندگي با تاجي چپول و نازا چيزي نفهميده است، گلويش پيش سوگل گير كرده و برايش خانه مي گيرد و پيشنهاد ازدواج به او مي دهد و حاضر است هر كاري برايش بكند؛ از جمله آموزش پرواز، چون سوگل عاشق پرواز است. بعد از گذشت چند جلسه آموزشي، انتظام متوجه مي شود كه...

چشمک 1386

این فیلم داستان زنی مرفه را بیان می‌کند که با توجه به مشکلات خانوادگی از همسرش جدا شده و در پی آن سرپرستی دخترش به پدر واگذار می‌شود و برای جبران این ناکامی تصمیم می‌گیرد سرپرستی کودکی از پرورشگاه را برعهده بگیرد.

لج و لجبازی 1388

پونه و فرهاد پس از پانزده سال زندگي مشترك، حدود سه سال است كه از يكديگر جدا شده اند. آشنايي پونه با يك مرد جوان انگيزه اي مي شود تا فرهاد رقيب عشقي خود را از ميدان به در كند.

روزی روزگاری در تعطیلات کریسمس

داستان
فیلم در
مورد در
مورد
شاهزاده
خانمی به
نام "کتی"
است که از
زندگی
سلطنتی و
مسئولیت‌های
سنگینی که
برعهده
دارد خسته
شده. اکنون
او
می‌خواهد
ببیند مردم
عادی چگونه
زندگی
می‌کنند،
بنابراین
تمام
شجاعتش را
جمع می‌کند
و از زندگی
اشرافی خود
فرار
می‌کند. در
این مسیر او
با مردی
جوان به نام
"جک" آشنا
می‌شود و…

نا ویلا

ویلا،
دختربچه
شش‌ساله‌ای
در حومه شهر
سورابایا
در دهه
۱۹۶۰،
کوچه‌ای که
در آن زندگی
می‌کند را
کامل‌ترین
و
جادویی‌ترین
مکان دنیا
می‌داند.
اما وقتی
بهترین
دوستش
تصادف
می‌کند و
یکی یکی
بازی‌دوستانش
راهی مدرسه
می‌شوند،
دنیای کوچک
ویلا شروع
به تغییر
می‌کند.

قهرمان خیالی

داستان این
فیلم
درباره یک
فرد
مالیخولیایی
با
رفتارهای
عجیب و غریب
و غیر قابل
پیش بینی
است. از
قضای
روزگار به
خاطر ویژگی
عجیبی که
دارد، با یک
قهرمان
جنگی
اشتباه
گرفته می
شود. حالا
او به جای
این قهرمان
مشهور باید
کارهایی
انجام دهد
که
متاسفانه
وسواس
همیشگی او
برایش
دردسر درست
می کند....