برچسب کمدی

خنده در باران 1390

نامزدي نادر كه يك پزشك است، درست سر مراسم ازدواج با خوشه به هم مي خورد، اما نادر نمي تواند فكر خوشه را از ذهنش بيرون كند. بر اثر تصادف، فردي به نام بهروز و خوشه به اغما فرو مي روند و نادر كه به دنبال كار و اختراع خود ـ ذخيره كردن اطلاعات حافظه بيمار و بعد بازيابي آن است، فرصت را غنيمت مي شمارد. اما بر اثر اشتباه دستيارش حافظه دو نفر به اشتباه به جاي يكديگر قرار مي گيرد. در نتيجه، خوشه شخصيت بهروز را پيدا مي كند و بهروز شخصيت خوشه را! خوشه تصميم مي گيرد با پسرعموي پول دارش ازدواج كند، اما باز هم بر اثر تصادف به اغما مي رود و نادر اين بار حافظه خوشه و بهروز را به جاي درست‌شان منتقل مي كند. در پايان خوشه با نادر ازدواج مي كند.

یه حبه قند 1388

پسندیده (نگار جواهریان) دختری جوان از خانواده ایی سنتی است که بزودی قرار است تا به عقد پسری درآید که در حال حاضر در خارج از کشور اقامت دارد. این ازدواج به این شکل انجام خواهد شد که عروس خانم از راه دور به عقد آقا داماد در خواهد آمد و سپس چمدان ها را بسته و عازم خارج از کشور خواهد شد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسندیده ، 2خواهرهای او به همراه شوهرهایشان جهت شرکت در مراسم ، دور یکدیگر جمع می شوند و این اجتماع سبب وقوع اتفاقاتی می شود که...

این خیال زیبا

زن جوانی که
آرزو دارد
که یک
نویسنده
کتابهای
کودکان
باشد، در
ارتباط
دوستی
عجیبی با
یکر مرد
بیوه
بداخلاق و
ثروتمند
می‌شود و ...

روز مادر

3 نسل مختلف
از یک
خانواده در
روزهای
منتهی به
روز مادر،
در کنار
یکدیگر جمع
می‌شوند و
اتفاقات
عجیب و در
عین جالبی
را رقم
میزنند.

پنگوئن های آقای پاپر

«تام پاپر»
در طول عمرش
رابطه
اندکی با
پدرش داشته
که البته یک
جهانگرد
دوره گرد
بوده است.
بنابراین،
او بعنوان
یک پدر،
خودش هم وقت
کمی را با
بچه هایش می
گذراند و
اکثر اوقات
مشغول کارش
است. یک روز
پدرش هدیه
ای غیر
منتظره
برای او می
فرستد: شش
پنگوئن
بانمک و
دردسرساز!
پاپر که از
هدف پدرش از
فرستادن
این پنگوئن
ها سر در
نمی آورد،
تصمیم
میگیرد از
شر آن‌ها
خلاص شود.
اما...

تد و شهر گمشده

داستان این
انیمیشن در
مورد یک
کارگر
ساختمان با
نام تد جونز
است که در
آرزوی
رسیدن به
باستان
شناسی است،
او سرانجام
موفق
می‌شود که
برای نجات
شهر از دست
رفته ای
تلاش کند
البته بدون
تفنگ! بدون
شلاق! نه
مانند
ایندیانا
جونز!

ریو

بلو نوعی
طوطی
برزیلی
کم‌یاب است
که با دختری
به نام
لیندا
زندگی می
کند و
توانایی
پرواز کردن
ندارد. روزی
یک
پرنده‌شناس
به نام
تولیو از
برزیل به
محل کار
لیندا
می‌آید.
تولیو ادعا
می‌کند که
یک پرنده
ماده از
گونه
طوطی‌های
برزیلی به
نام جوول
پیدا
کرده‌است و
از لیندا و
بلو
می‌خواهد
که با وی به
برزیل
بیایند...