برچسب کمدی

شب طلایی 1400

در خانهٔ مادربزرگ، همه خانواده دور هم جمع شده‌اند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سرزده می‌رسد و شمش طلایش را می‌خواهد که چندین وقت قبل به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بوده‌است. با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا می‌شوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزه‌هایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیده‌تر می‌شود.

معجزه عشق (تبسم تلخ) 1399

فردی دفتر ازدواج و طلاق دارد و مشاوره خانواده هم هست. برادرش در خارج از کشور مجری شبکه‌های معاند شده و همین مسأله برای او مشکلات زیادی فراهم ساخته، به توصیه یکی از دوستانش برای اینکه جو متشنج کمی آرام شود و او کمی از حاشیه دور بماند راهی مسافرت می‌شود و در مسیر به خانم جوانی آشنا می‌شود.

چپ راست 1398

داستان اقای راستی بوده که با رقیب چپی‌اش دشمنی دیرینه دارد و تصمیم می‌گیرد مثل قدیم برایش پاپوش درست کند و همسرش و رقیبش هم وارد داستان می‌شوند. این دو رقیب با ورود یک زن غریبه به زندگیشان دچار تحولی عظیم می‌گردند و متوجه میشن باید متحد شوند، وقتی حاج‌اقا باخبر میشه وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.

مسافران 1388

موجودات فضایی با تصور اینکه ساکنان زمین تهدیدی برای موجودات جهان هستند گروهی را روانه این سیاره می‌کنند تا با زمینی‌ها، رفتار و فرهنگ آن‌ها بیشتر آشنا شوند و به این ترتیب در مورد نابود کردن آن‌ها در صورت لزوم تصمیم بگیرند. این گروه چهار نفره در هیبت انسانی در قالب یک زوج (به نام‌های بهرام و ناهید)، یک دختر جوان (ستاره) و یک پسر جوان (شهاب که در واقع رباتی انسان نما و قدیمی‌ست) به زمین فرستاده می‌شوند. آنها در خانه دو برادر به نام‌های فرخ افروخته (حمید لولایی) و فرید افروخته (رامبد جوان) به عنوان مستأجر ساکن می‌شوند و تظاهر می‌کنند که از سوئد آمده‌اند. فرید یک نویسنده است و مشکلات بسیار فراوانی دارد. او در ادامه متوجه می‌شود که آنها فضایی هستند. در هر قسمت این سریال در مورد یکی از عادات بد انسان‌ها بحث می‌شود و در پایان آن داستان، بهرام (حسن معجونی) گزارش خود را به کنفدراسیون راه شیری می‌فرستد.

قهوه تلخ 1389

فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...

فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...

فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...

پسر مورچه ای 3

داستان
فیلم در
مورد
ابرقهرمانی
به نام پسر
مورچه‌ای
است که
تصمیم دارد
مبارزه با
جنایتکاران
را رها کرده
و تحصیلات
خود را در
دانشگاه
آغاز کند؛
اما در این
زمان دشمن
قدیمی پسر
مورچه‌ای
از زندان
آزاد شده و
قصد دارد
دنیا را تحت
کنترل خود
درآورد؛
حال پسر
مورچه‌ای
با قهرمانی
ناشناس
همراه
می‌شود تا
جلوی
دشمنان را
بگیرد و…

مغزهای متفکر

قصه فیلم بر
اساس یک
داستان
واقعی که در
سال 1997
اتفاق
افتاده و به
سرفت لومیس
فارگو
معروف است
ساخته شده
است. در این
داستان یک
نگهبان
شرکت
خودروهای
زرهی در
جنوب
آمریکا، در
یکی از
بزرگترین
سرقت‌های
بانک تاریخ
آمریکا
شرکت کرده و
در
سازماندهی
آن کمک
می‌کند...