رمانتیسم عماد و طوبا 1398
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبهروی هم قرار داد، هر دو خوب میدانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست.
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبهروی هم قرار داد، هر دو خوب میدانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست.
این سریال قصه خانواده سرچشمه را در جستجوی رویاهای کوچکشان روایت میکند که رویایی بزرگ در خانه آنها را میزند.
دادزن قصه جوانی است که در جریان زندگی دچار پیچیدگیهایی میشود و پای آدمهای زیادی را به زندگی او باز میشود که هر یک داستانی در پی خود دارند.
سیاه چاله داستان فردی به نام جمشید را روایت می کند که در شصت سالگی درگیر بیکاری و اجاره نشینی است. در شرایطی که جمشید بالاجبار راهی خانه پدری در خارج از شهر شده، از ماجرایی مطلع میشود که تصور میکند زندگی خانواده را بهبود خواهد بخشید ولی اقدام او تمام اعضای خانواده را وارد چاله ای بزرگ تر میکند.
داستان درباره دو فردی است که که داستانشان در فیلم با هم به صورت موازی پیش میرود و جایی به هم میرسند، است. شخصیت اول یک خواننده از سطح مرفه جامعه است و شخصیت دوم کسی است که گیر خانوادهای افتاده است که از طریق کتاب قانون باج میگیرند و اخاذی میکنند…
هولیا داستان جگر زنی است که اشتباهی به یک گنده لات محل پیوند میخورد و گنده لات جگردار محل را دگرگون میکند.
دو رفیق قدیمی که به جرم دزدی تازه از زندان آزاد شدهاند، تصمیم به دزدی مجدد میگیرند اما این بار خودشان دزدیده میشوند که این سرآغاز قصهای اجتماعی با مایههای طنز میشود.
فریدون (فری) جوانی بیکار است که قبلاً در یک نمایشگاه ماشین کار میکردهاست و بنا به دلایلی از کار اخراج شدهاست. او عشق ماشین وانت دارد که آن را با رینگ اسپرت سوار شود، فریدون در خانه بلقیس خانم مستأجر است و بلقیس کمک میکند تا به کمک وامی که از مسجد محل میگیرد وانتی تهیه کند و در کنار دوستش که چوبدار (گوسفند فروش) است به جابجائی گوسفندان قربانی میپردازد. بلقیس که پسرش حمید را گم کردهاست به دنبال اوست و فریدون به صورت اتفاقی در یکی از خانههائی که گوسفند قربانی بردهاست او را میبیند و خبر دیدن حمید را که اکنون نامش بابک است به بلقیس میدهد، بلقیس بی صبرانه برای دیدن حمید میرود، وقتی او را میبینید…