راز کشتی ماری سلست
کشتی میان آبهای اقیانوس سرگردان بود و در سکوت و بیهدف پیش میرفت. کمی آب روی عرشهاش جمع شده بود، اما جایی از آن آسیب جدی یا شکستگی دیده نمیشد و ذخیره غذا و آب آشامیدنیاش حداقل برای ششماه دیگر کفایت میکرد. اما سرنشینی نداشت و هیچ انسانی، مُرده یا زنده، سوارش نبود و چنین به نظر میرسید که مسافرانش، به انگیزهای نامعلوم، سوار بر قایق نجات به دل آب زدهاند.
