ساحل امن 1397
مادری میخواهد با سفر به کربلا راه ناتمام پسرش را در عملیات کربلای ۵ کامل کند و او را بعد از ورودش به آقای کربل بسپارد ولی موانع زیادی بر سر راه او قرار میگیرد تا اینکه…
ادعای درمانگری به همراه دعوت موجودات ناشناخته به زندگی انسانها و بحث جن و جنگیری موضوع این فیلم است که در حوزه عرفان حلقه تعریف شده و زندگی افراد را نشانه گرفته است. نسرین (مادر یکی از خانوادههای داستان) ازجمله افرادی است که گرفتار عرفان حلقه شده است. او سعی دارد تا با استفاده از علم فرا درمانی سردردهای مضمنش را درمان کند، به همین منظور او متوسل به شخصی به نام امیری شده است. امیری با عنوان «تدریس عرفان» از طریق دانشگاهها کلاسهایش را دایر میکند و با جذب افراد به جهت شیوههای فرا درمانی و کسب کمال و آموزش عرفان نیز آنها را به دام عرفان حلقه میکشاند. با حضور در این کلاسها نسرین فکر میکند در منزلش ارواح سرگردان و جنها نفوذ و زندگی میکنند. پسر بزرگ نسرین انسانی معتقد و باایمان است و این شیوه معالجه مادر را نمیپذیرد و تلاش میکند تا این استاد کلاهبردار را رسوا کند.
«ننه آقا»، پیرزن مهربان و دوستداشتنی است که محبوبیت زیادی در بین اهالی روستا دارد و مدتی میشود که از «یحیی»، تنها پسر مرزبان خود، خبری ندارد. در این شرایط، همرزم یحیی خبر میآورد که او شهید شده و پیکرش در دست اشرار مانده است. اهالی میکوشند مانع رسیدن این خبر به ننهآقا شوند، زیرا معتقدند پیرزن که در جوانی شوهر خود را در دفاع مقدس از دست داده است، توان تحمل این غم را ندارد اما قصه، مسیر جدیدی پیدا میکند.
داستان سه خانواده از طبقات مختلف اجتماعي را که با مشکلات پيش روي خود دست و پنجه نرم مي کنند، به تصوير مي کشد.
فرهاد مهرانفر برای فیلم سینمایی «چشمه» و کرامت پورشهسواری برای «شاید یک معجزه» موفق به دریافت پروانه ساخت شدند.