کتابی برای آموزش حروف فارسی (خط نستعلیق) با استفاده از شکل حیوانات و اشیاء و تلفیق آن با حروف از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای مخاطبان کودک منتشر شده است.
در کتاب «آپارتمان علم»، داستان آپارتمانی را میخوانیم که در آن آدمهای معمولی زندگی میکنند و هر کدام به انجام کارهای روزمره خودشان مشغول هستند؛ اما همانگونه که از نام کتاب پیداست، آنها معمولاً تلاش میکنند که کارهای خود را به شیوه علمی انجام بدهند و دانش و آگاهی در زندگیشان نقش مؤثرتری نسبت به آدمهای دیگر دارد.
نیلوفر کشتیاری گفت: روشن است که هیچ کودکی با تواناییِ تفکر نقادانه به دنیا نمیآید؛ این یک مهارت کاملاً اکتسابی است. وقتی ما به بهانهی این داستان، کودک را تشویق میکنیم تا عواقبِ تسلیمشدن در برابر وسوسه را در حد توانش تحلیل کند و برای آن گزینههای جایگزین بسازد، در واقع مثل این است ماهیچههای تفکر نقادانه و مهارتِ حل مسئله را در ذهن او ورزش میدهیم تا یاد بگیرد در آینده، تصمیمهایی منطقی بگیرد. در واقع این کتاب میتواند یک ابزار کار مفید برای کلاسهای فلسفه برای کودکان (فبک) باشد.
شناختن زندگی این افراد توسط کودکان و نوجوانان باعث میشود به این درک برسیم که موفقیت اگرچه به عوامل مختلفی مانند خانواده و جغرافیا بستگی دارد، اما آنچه که بیشتر از همه حائز اهمیت است، انقلاب درونی فرد و عزم و ارادهٔ اوست. این هدفی است که تلاش شده در مجموعه «اعجوبههای جهان» دنبال شود. در این مجموعه، زندگینامهٔ مفاخر بزرگ را میخوانیم: آیزاک نیوتون، دیوید بکام و نیل آرمسترانگ. این سه شخصیت هستند.
زهره ناطقی گفت: به نظر من طنز این کتاب بیشتر بر موقعیتهای خندهدار و بازیهای زبانی استوار است. اگر بخواهم بگویم انتقال کدام بخش دشوارتر بود، به نظرم بازیهای زبانی و اسمهای طنزآمیز سختتر هستند، چون بعضی از شوخیها به زبان اصلی وابستهاند و ممکن است در ترجمه همان تأثیر را نداشته باشند.
سمینه خوبی گفت: تاثیرگذارترین روش، ارتقای سواد بصری والدین برای انتخاب آگاهانهتر کتابهای تصویری است؛ که از طریق آشنایی با نقش و اهمیت تصویرگری در کتاب اتفاق میافتد. مدارس، کتابخانهها و کتابفروشیها بهترین ظرفیت را برای برگزاری برنامههایی دارند که به والدین توضیح دهد؛ تصویرگری کتاب چگونه به رشد تخیل و سواد بصری کودک کمک میکند.
عینکی شدن را خیلی از نوجوانان دوست دارند؛ حتی الان هم میبینیم که خیلی از افراد در مدرسه از عینکهای غیرواقعی تزیینی استفاده میکنند. اما عینک طبی زدن معمولاً ممکن است که برای نوجوانان چالشزا باشد و کسانی که این تجربه را از سر گذراندهاند، قطعاً آن روزها را به خاطر میآورند.
در کتاب «پدر شلخته من» با پدری مواجه میشویم که همانگونه از نام کتاب پیداست، بسیار شلخته است و با مرتب نبودن، همیشه اعضای خانواده را به دردسر میاندازد. اما ناگهان روند اصلاح میشود، به خاطر اینکه شلخته بودن باعث میشود خسارتهای فراوانی ببیند. در کتاب «مادر دوست خوراکیهای بد» نیز درباره بدغذا بودن میخوانیم؛ اتفاقی که در خیلی از بچهها وجود دارد، اما در این کتاب این مادر خانواده است که اهل هلههوله خوردن است و غذاهای سالم نمیخورد.