سیاگالش، داستان طلبه مبلغی است که معتقد است: «فقط روایت کردن است که به وقایع نور میاندازد و از ابهام و مه میآوردشان بیرون، وگرنه فراموشی عین موریانه میافتد به جانشان و محوشان میکند.»
رمان مادر نوشته پرل باک داستان زنی است که بعد از ترک خانه توسط همسرش به تنهایی کشاورزی میکند و مسئولیت تمام خانواده حتی مادرشوهر پیرش را به تنهایی بر دوش میگیرد.