کتابخانه بابا
بابا وقتی رفت از خودش دو تا یادگاری گذاشت. چیز زیادی نداشت. به قول خودش نه باغی نه ملکی نه زمینی. راحت سرش را گذاشت زمین و رفت.
بابا وقتی رفت از خودش دو تا یادگاری گذاشت. چیز زیادی نداشت. به قول خودش نه باغی نه ملکی نه زمینی. راحت سرش را گذاشت زمین و رفت.
در نشست خبری با اصحاب رسانه، اسد بابایی مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجانشرقی، از روند رو به رشد کتابخانههای استان در شاخصهای مختلف خبر داد.
کتابخانه علوم انسانی در یک دانشگاه صنعتی، چیزی است شبیه دکان سلمانی در محله کچلها.
فکر میکنم شما هم با من همنظر باشید که امروزه موج فراگیر استفاده از شبکههای اجتماعی و تلفنهای همراه، ما را با خود برده است و دیگر کمتر جایی برای کتابخواندن باقی گذاشتهایم.
آتش افتاده بود به جانم. دلهره و اضطراب من را محکم میگرفت و یک آن توی هوا ولم میکرد.
این یک «دانشآموزنویسی» است، نه «مدیرنویسی». همیشه از دِل گپوگفت با دانشآموزی، روایتی جوانه میزند و میشود «مدیرنویسی». اینبار قلم خود دانشآموز جوانه زده، خودش آبیاریاش کرده و به ثمر نشسته است؛ میوهاش را منِ مدیر هم چشیدهام. بگذریم از مقدمه.