برچسب کاوه ایمانی

چراغ قرمز 1388

جواني به نام بهروز نيك بخت با مادرش زندگي مي كند. او دلبسته دختر خاله اش ستاره است اما پدر ستاره در نظر دارد دخترش را به عقد پسر برادر خودش احسان دربياورد. بهروز سر مزار پدرش مي رود تا با او درد دل كند. در اين ميان نيروهاي پليس يك قاتل حرفه اي را در بهشت زهرا دستگير مي كنند اما تلفن همراه قاتل تصادفاً به دست بهروز مي افتد. تلفن همراه زنگ مي خورد و مردي از بهروز مي خواهد تا فردي را بكشد و پولش را بگيرد. صداي پشت تلفن نشاني شخص را به بهروز مي دهد و بهروز متوجه مي شود زني به نام رؤيا جواهريان قرار است كشته شود. فرداي آن روز بهروز براي آنكه از ماجراي قتل اين زن مطلع شود خود را به شكل يك وكيل مدافع درمي آورد و...

موش 1386

داستان فيلم، زندگي يك خبرنگار عراقي به نام خالد (شهرام حقيقت‌دوست) است كه با نامزدش «ضحي» (ماه‌چهره خليلي) همكار است. وي در پي يافتن عاملان و مسببان اصلي بمب‌گذاري‌ها و حوادث تروريستي عراق برمي‌آيد و در نهايت …

پرسه در حوالی من 1395

فیلم پرسه در حوالی من داستان دختری به نام سایه (مهراوه شریفی‌نیا) می‌رود که در آستانه سی‌سالگی و در میان شلوغی و ازدحام تهران، بیش‌ازاندازه تنهاست. سایه از ابتدای داستان رویای داشتن فرزند پسر دارد و با وجود این‌که از همسرش، بهنام، متارکه کرده ، به بهزیستی می‌رود و تقاضای نگه‌داری فرزند می‌کند. اما موفق نمی‌شود و از روش دیگری که یکی از دوستانش به او پیشنهاد می‌کند، برای مدتی لذت نگه‌داری و زندگی با یک نوزاد ذکور را تجربه می‌کند.

سه بیگانه 1395

داستان سه مامور خارجي است که براي انجام عملياتي با يک نقشه دقيق و از پيش تعيين شده وارد ايران مي شوند اما از لحظه ورود با موقعيت هاي ويژه اي روبرو مي شوند که برنامه هاي شان را به هم مي ريزد.

اولین امضا برای رعنا 1396

داستان نويسي به نام جهانگير گلستانه چند سال قبل با همسرش رعنا ازدواج کرده است. آن 2 يک پسر به نام نيما دارند که 6 ساله است. جهانگير سه کتاب چاپ کرده است اما هيچکدام از اين کتاب ها نتوانسته اند براي او پولي به همراه بياورند. خانواده در خانه اي اجاره‌اي که صاحبش از آشنايان قديم جهانگير است زندگي و اجاره مختصري مي پرداختند، اما طولي نمي کشد که آن دوست قديمي تماس گرفته و مي گويد قصد دارد در خانه اش ساکن شود. اين خبر زندگي جهان را به هم مي ريزد و… .

نیوکاسل 1395

فرید (حمید گودرزی) ساعت نه صبح با خبر می‌شود که صاحب عمارت قدیمی ساعت نه شب به فرودگاه می‌رسد. حالا او و ساکنینی که فرید بدون اطلاع صاحب خانه آن‌ها را به عمارت آورده تنها دوازده ساعت فرصت دارند تا خانه را خالی کنند و در این میان اتفاقات رخ می‌دهد که شرایط را پیچیده می‌کند...