برچسب کامران سحرخیز

مردن در آب مطهر 1398

حامد و رونا دو افغانی در تلاشند تا افغانستان را ترک کنند و به امید یافتن زندگی بهتر از افغانستان به اروپا مهاجرت کنند. برای اجرای این طرح ، آنها ابتدا با اتوبوس به طور غیرقانونی وارد ایران می شوند. حامد در محل اقامت یک دوست افغان دیگر که قبلاً در تهران است اقامت دارد و آماده انتقال به ترکیه است. اما سرانجام ، آنها دریافتند که برای انتقال از ترکیه به اروپا و شناخته شدن به عنوان پناهنده ، به دلایل قانع کننده ای نیاز دارند. سرانجام ، او سعی می کند از اسلام به کاتولیک تبدیل شود ، اما حتی مشکلات و خطرات بیشتری نیز وجود دارد...

آبادان یازده 60 1398

آبادان یازده 60 روایت مجاهدت گروهی از کارکنان رادیو نفت آبادان برای حفظ رادیو و مخابره اخبار به منظور مقاومت مردم در برابر دشمن بعثی است.

کتونی سفید 1386

معلمی دلسوز - حسین یاری - برای سر و سامان دادن ورزش یک مدرسه قدیمی به جنوب کشور اعزام می‌شود و به صورت ناخواسته متوجه می‌شود که یکی از دانش آموزانش با قاچاقچیان همکاری می‌کند و در صحنه‌های تعقیب و گریز توسط یکی از قاچاقچیان - بابک دهقانی - دستگیر شده و در نهایت با تلاش خود آزاد می‌شود و در ادامه سعی می‌کند که دانش آموز خود را به درس و تحصیل وادار نماید.

لطفا مزاحم نشوید 1388

در این فیلم سه داستان به هم پیوسته با شخصیت‌های مختلف را در طی یک روز در تهران روایت می‌کند.

داستان اول، زوج جوانی را دنبال می‌کند که با هم اختلاف دارند و کارشان بعد از دعوا و کتک کاری به کلانتری می‌کشد. مرد که مجری برنامه‌های اخلاقی تلویزیونی است، از واکنش زن جا می‌خورد و سعی می‌کند او را از شکایت منصرف سازد، در حالی که همزمان تلاش دارد وضعیت جفنگی را که در آن گرفتار آمده، از دیگران پنهان کرده یا عادی جلوه دهد.

داستان دوم، ماجرای آخوند سبزواری (هدایت هاشمی) است که دفتر عقد و ازدواج در تهران دارد و کیف پول او به همراه مدارک مشتری‌هایش در مترو به سرقت می‌رود. به دنبال آن مرد روحانی مجبور است برای برگرداندن مدارک، با سارق کیف، مذاکره کند و خواسته غیر متعارف او را برآورده سازد.سارق از او می‌خواهد که پشت تلفن موبایل برای مادر پیرش، روضه ابوالفضل بخواند.

اپیزود سوم، نیز داستان پیرزن و پیرمرد تنهایی است که در همسایگی دفتر مرد روحانی زندگی می‌کنند و تلویزیون آنها از کار افتاده‌است اما بعد از آنکه مرد تعمیرکار برای تعمیر تلویزیون آنها به سراغشان می‌آید، زوج پیر که نسبت به غریبه‌ها بی اعتمادند، از بازکردن در خودداری کرده و از مرد می‌خواهند که تلویزیون را پشت حفاظ آهنی در آپارتمان تعمیر کند.

پستچی سه بار در نمی زند 1387

این فیلم داستان مردي است كه به خاطر تسويه حساب شخصي با مردي ديگر، دختر او را گروگان مي گيرد و به خانه اي در خارج از شهر مي رود و منتظر آن مرد مي ماند. اما سرنوشت ديگري در اين خانه متروكه در انتظار آنهاست.

به وقت شام 1396

حسن و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آن‌ها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آن‌ها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....

جزیره رنگین 1393

داستان فیلم «جزیره رنگین» اقتباسی آزاد است از فعالیت دکتر احمد نادعلیان در جزیره هرمز. او یک – هنرمند محیطی- است چند سال پیش به آن جزیره رفت، بیغوله ای ویران را خرید و آن را به موزه‌ای برای نمایش آثار هنری بومی مردم جزیره تبدیل کرد. علاوه بر این طی کارگاهی به اهالی علاقه‌مند جزیره آموخت که چگونه می‌توانند با بهره‌گیری از خاک‌های رنگارنگ جزیره نقاشی کنند و آثار خود را برای فروش به گردشگران ایرانی و خارجی ارائه دهند. حاصل این فعالیت آن است که امروز کسانی که از این کارگاه‌ها بهره برده‌اند؛ می‌توانند با فروش آثارشان به گردشگران، شرایط اقتصادی بسیار بهتری را برای خود و خانواده‌شان فراهم کنند. بدیهی است که این فعالیت از طرف یک – سرحدی- ( فردی که از اهالی بومی جزیره نیست) ؛ در ابتدا با سوءظن و مخالفت کسانی از اهالی بومی مواجه شد و برخوردهایی را به وجود آورد. اما پس از حدود ده سال، نقاشی روی شیشه با خاک‌های رنگین جزیره به یک – هنر اجتماعی– تبدیل شده است که گردشگران بسیاری را از ایران و کشورهای دوردست برای دیدار از جزیره هرمز جلب می‌کند.