ششمین نفر 1390
در پی قتل پدر سرگرد آسایش که از افسران بلند پایه ارتش بوده، داوود برادر همسرش به اتهام قتل دستگیر میشود. این اتفاق سرآغاز روشن شدن ماجراهای پنهان دیگری است که ...
در پی قتل پدر سرگرد آسایش که از افسران بلند پایه ارتش بوده، داوود برادر همسرش به اتهام قتل دستگیر میشود. این اتفاق سرآغاز روشن شدن ماجراهای پنهان دیگری است که ...
داستان فیلم به دام افتاده درباره شخصي به نام برات را روايت مي كند كه كليد ساز ماهري است. او به پيشنهاد فردي كلاهبردار تصميم به باز كردن گاو صندوقي مي گيرد اما غافل از اينكه دوربين هاي مدار بسته تصوير او را ضبط كرده اند. او دستگير شده و راهي زندان مي شود تا اينكه در زندان...
در فصل دوم این سریال آتشنشانان پس از گذراندن دوره آموزشی در پایگاههای آتشنشانی مستقر میشوند تا وارد عملیات واقعی شوند.عملیاتهایی که برای هرکدام از این آتشنشانان جوان حوادث و مسائلی در پی دارد...
سردار مرتضي راشد از فرماندهان نيروي دريايي كه در آستانه بازنشستگي قرار دارد، درصدد گرفتن انتقام از ناو آمريكايي وينسنس مي باشد. حبيب فرزند مرتضي كه بعلت دوري از پدر در دوران جنگ و كمبود محبت پدري روحيات و طرز تفكري متفاوت با پدرش را دارد در حين فرار از مرز آبي كشور به همراه دختري محلي به اسم سلما توسط گارد ساحلي دستگير مي شود و پدر سختگير و مقرراتي اش او را جهت تنبيه به كشتي سوخته ميان دريا منتقل مي سازد. فاطمه (همسر مرتضي) كه به همراه سلما براي يافتن حبيب راهي كشتي شده بودند گرفتار طوفان مي شوند كه البته با نجات آن ها توسط نيروهاي آمريكايي احتمال زنده بودن فاطمه و سلما قطعي مي شود. راشد و يگان عملياتي اش كه در شب آخر تصدي وي بطور پنهاني قصد حمله به ناو ونيسنس را داشتند توسط نيروهاي نفوذي از جمله عبدالله (برادر فاطمه) متوقف شده و عبدالله فرمانده پايگاه مي شود. راشد كه خود را در انجام عمليات تنها مي بيند براي گرفتن انتقام با قايق حمله ور مي شود.
سربازان عراقی درصدد هستند تا مردان یک روستای مرزی را به جبهه ببرند، اما آن ها ریشه خود را ایرانی می دانند. به همین دلیل شبانه تصمیم به فراری دادن جوان ها می گیرند. قضیه لو می رود و عراقی ها دستور دستگیری همه مردان جوان روستا را می دهند. در این بین ...
سینماپرس: «کامبیز کاشفی» با اشاره به نقش دستیاران کارگردانی در قوت گرفتن مافیای بازیگری، گفت: نهادهایی که اساساً برای صیانت از منافع اعضای خود شکل گرفتهاند ـ مثل بازیگران، طراحان صحنه و لباس، فیلمبرداران و سایر صنوف ـ به دلایل مختلف، از جمله نبود نظارت درست، از مسیر اصلی منحرف شدهاند. همهچیز در ظاهر مهیاست؛ دفتر، امکانات، عنوان، اما در عمل، کارکرد واقعی آنها زیر سؤال است. بهجای آنکه حافظ حقوق حرفهای باشند، گاه بر خلاف آن عمل میکنند. مشخصا خانه سینما یکی از نقاط کلیدیست که باید این ساختار را تقویت کند. نهاد دیگری مثل وزارت ارشاد هم همینطور. اما هیچکدام بهدرستی وظیفهشان را انجام نمیدهند، و نتیجهاش این میشود که، با احترام به همه دستیاران کارگردانی که صادقانه کار میکنند، ناگهان میبینیم عدهای از دستیاران کارگردانی تبدیل شدهاند به پدرخواندههای پشتپردهی سینما.