شبکه مخفی زنان 1400
در ابتدای قرن چهاردهم شمسی، وقتی شاه متوجه جنبشهای نوظهور مربوط به حقوق زنان در کشور میشود، ماموریت ویژهای به یکی از اهالی دربار خود میدهد و ...
در ابتدای قرن چهاردهم شمسی، وقتی شاه متوجه جنبشهای نوظهور مربوط به حقوق زنان در کشور میشود، ماموریت ویژهای به یکی از اهالی دربار خود میدهد و ...
سریال «آتش در گلستان» داستان «طاهره دباغ» است که او را با لقب مادربزرگ انقلاب می شناسند. او چریک مسلح و زندانی سیاسی در زمان حکومت پهلوی بود.
این فیلم روايت دو دوست قديمي از زندگي است. روايتي از دو برهه زماني تاثير گرفته از وقايع و اتفاقاتي از زندگي كه مسير آنها را تحت شعاع خود قرار ميدهد. اين دو دوست بر سر دو راهي انتخاب، دوباره پس از سالها يكديگر را مييابند. يك بار ديگر همراهي و رفاقت؛ اما در كدام مسير؟
این سریال ادامه سریال "سه، پنج، دو" است و هردو در یک دنیا جریان دارند، سیاوش رستمی اکنون از همسر سابقش "پونه" جدا شده و از مدیران باشگاه «دلاوران» است و رابطه نزدیکی با شخصیت اصلی داستان؛ قباد دارد.
قباد که در رؤیاها و توهمات خودش زندگی میکند و آرزو دارد که یک شبه ره صد ساله را برود و به ستارهای مشهور تبدیل شود، بنابراین تصمیم میگیرد که وارد دنیای فوتبال شود اما پس از پیوستنش به یک تیم لیگ برتر، اتفاقات جالبی برای او رخ میدهد. در این میان کسانی هستند که موافق حضور او در تیم نمیباشند از آنجایی که قباد اصلا بازی خوبی ندارد و با رانت و رابطه وارد فوتبال شده همه دست به دست هم میدهند تا وی را از باشگاه «دلاوران» اخراج نمایند اما موفق نمیشوند…
سرجوخه با روایت دو قصه موازی، به زندگی دو شخصیت غلامرضا و کیان که از دو طبقه اجتماعی مختلف با انگیزهها و کشمکشهای متفاوت هستند میپردازد که هر دو در راه رسیدن به عشق موانع و اتفاقات زیادی سر راهشان قرار میگیرد که روند رسیدن را کندتر و جذابیت قصه را بیشتر میکند.
حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج میکنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.
داستان فیلم ۴۸ ساعت از زندگی یک زن و شوهرِ پلیس را نشان میدهد که زن در مرکز پاسخگویی ۱۱۰ کار میکند و همسرش معاون کلانتر است.
کاوه (امیرحسین آرمان) و همتا (نازنین بیاتی) رابطهٔ عاشقانهای را آغاز کردهاند، اما مشکلات اجتماعی و اقتصادی باعث میشود در این مسیر با چالشهایی مواجه شوند .