مرد خاک 1389
پسری که فکر می کند مردی و مردانگی به زور و بازو است و می خواهد در مقابل پهلوان محله خودی نشان دهد که با اتفاقاتی که پیش می آید می فهمد که .....
پسری که فکر می کند مردی و مردانگی به زور و بازو است و می خواهد در مقابل پهلوان محله خودی نشان دهد که با اتفاقاتی که پیش می آید می فهمد که .....
«مسعود» که از خانوادهای نسبتا مرفه است قصد ازدواج با «ریحانه» را که از خانوادهای فرهنگی و خواهر دوست و همکلاسی «مسعود» در دانشگاه است، دارد و درام عاشقانهای بین این 2 نفر در «بینشان» در جریان است.
سارا که از همسر سابقش جدا شده در پی هویت خود ناچار به سفری طولانی میشود یک فرش نفیس مربوط به دوره مشروطه تنها سندی است که او را به مقصود برساند و ...
"سامان" نویسنده جوانی است که کتاب داستانش چند سال قبل جایزه کتاب سال را کسب کرده، ولی حالا بعد از ازدواج با "مژگان" به توصیه پدر او فعالیتهای فرهنگی را رها میکند و به کار اقتصادی پردرآمدی مشغول میشود. او بعد از مدتی احساس میکند از زندگی اصلی خود عقب افتاده و برای همین تصمیم میگیرد برای بازگشت دوباره آرامش از دست رفتهاش، مدتی جدا از همسر خود زندگی کند. به همین دلیل، بعد از دو سال به خانه پدریاش برمیگردد و ... .
این مجموعه داستان زندگی پزشکی است که در زمان حیات همسرش تمام اموال خود را به نام او میکند، اما همسر دکتر پیش از او درمیگذرد. دکتر بیمار است و زمان زیادی به پایان عمرش نماندهاست. در این میان دختر و پسر او که هر دو ازدواج کردند و صاحب فرزند هستند، به تحریک همسران خود تصمیم میگیرند، قبل از فوت دکتر اموال او را بین خود تقسیم کنند. اما دکتر که مرد خیری است، عمارتی قدیمی و موروثی را وقف هزینه درمان بیماران بی بضاعت کردهاست. فرهاد، داماد دکتر که از ماجرا مطلع است حکم جلب و توقیف اموال دکتر را میگیرد و با همدستی زنی به نام سهیلا و برادرش فرشید ماجراهایی را به وجود میآورد.
«جمشید پیرو» و «محمود ارسیا» افسران اداره آگاهی، مسئولیت پرونده بزرگ مواد مخدر را به عهده داشتهاند. قاچاقچیان «جمشید پیرو» را همراه با خانواده اش طی حادثهای به انتهای دره فرستادهاند. در آن حادثه فقط دختر 9 سالهاش جان سالم به در برد. «محمود ارسیا» همکار وی بسیار تلاش کرد که این موضوع را ثابت کند و پرونده را به نتیجه برساند، ولی نتوانست و پرونده مختومه اعلام شد. دختری که از «جمشید پیرو» به یادگارمانده، در حال حاضر همکار سرهنگ «محمود ارسیا» است و در تلاش برای پیداکردن قاتل خانواده اش است.
زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ میدهد و هربار میرزا نصرالله (با بازی عنایتالله بخشی) که ریشسفید محله است، گره از مشکلات همسایهها میگشاید و در رفع گرفتاریهای آنان میکوشد.
قرن سوم هجری، مقارن با خلافت عباسی (دهمین خلیفه) و امامت دهمین پیشوای شیعیان علی النقی است…
عبد العظیم حسنی برای فرار از ماموران خلیفه عباسی راهی شهر ری میشود و در این راه اتفاقات گوناگونی برای او می افتد و با اقوام مختلف ایرانی برخورد میکند!