برچسب کاظم نجارزاده

ثبت با سند برابر است 1395

این فیلم داستان پنج دوست است که باغی را به صورت شریکی خریداری میکنند و شرط میکنند آخرین نفری که ازدواج نکرده باشد مالک باغ میشود. هشت سال بعد از شرط کردن شاهین از سفر خارج بر میگردد و وقتی می بیند قیمت آن باغ سر به فلک کشیده به سراغ کیا (مجید صالحی)می رود که ببیند چه کسانی از آن پنج دوست ازدواج کرده اند بعد از آن درصدد است تا کسانی را که ازدواج نکرده اند وادار(با کلک)به ازدواج کند و پول باغ را بگیرد و به طلبکارانش بدهد.

تگرگ و آفتاب 1393

این فیلم داستان جوان خوشنامی بنام یحیی است که با داشتن صفت‌های مثبت در پی خیر رساندن به مردم است. او که با وصیت استاد سابقش وکیل و امین خانواده او شده، قرار است خانه به ناحق گرفته شده او را باز پس بگیرد و البته با تلاش این جوان آن وصیت عملی می‌شود.

در این میان یحیی دلباخته گلی، دختر حاج مرتضی مرحوم می‌شود و از آنجا که قیم آنهاست خود را از این وسوسه کنار کشیده و دوباره به جبهه برمی‌گردد و همان‌طور که انتظار می‌رود شهید می‌شود.

زن.مرد.زندگی… 1391

زن مرد زندگي داستان زن و شوهري جوان است كه در پنجمين سالگرد ازدواجشان با مشكلي بزرگ روبه‌رو مي‌شوند.فرهاد در پنجمين سالگرد ازدواجش تصميم به ترک همسرش ليلي ميگيرد.اين تصميم فرهاد حوادث ناگواري را به همراه دارد که در پايان مسير زندگي آنها را تغيير ميدهد ....

عشق فیلم 1381

آقاي «مقدم»، كارگردان سينما، روزي به يكي از بيمارستان هاي رواني مراجعه مي كند و از مسئولين بيمارستان مي خواهد كه بيماري شيزوفرنيك را بستري نمايند. مسئولين مي پرسند: بيمار كيست؟ مقدم جواب مي دهد: خودم. در بيمارستان، «مقدم» بياد مي آورد كه براي ساختن يك فيلم سينمايي، نزد تهيه كننده اي مي رود و تهيه كننده، شرط تهيه فيلم را تبديل فيلمنامه لطيف و عاشقانه او، به فيلمنامه اي خشن و حادثه اي و البته پر فروش، ذكر مي كند. مقدم به ناچار مي پذيرد. اما چند روز بعد، با تغيير سياست هاي دولت در مورد فيلم و سينما؛ «تهيه كننده»، فيلمنامه جديد را بدليل خشن و حادثه اي بودن، شايسته توليد نمي داند. تا اينكه.....

شیش و بش 1389

این فیلم داستانی است در مورد دو رفیق که تجربه به زندان افتادن آن دو به نفع شان شد. این دو رفیق هنگام آزاد شدن از زندان از یک پیرمرد نقشهٔ گنجی را دریافت کردند. نقشه گنج در مورد ۳ یاقوت بود که دست ۳ نفر بود و یک تاج که در کنار هم ارزش پیدا می‌کردند…

عروسک 1388

زن جواني به نام فرشته كه در جستجوي پيدا كردن شغل مناسبي است، با راهنمايي هاي دختر خاله اش،‌ مگي براي مصاحبه به يك شركت خصوصي مي رود و در آنجا به شكلي غيرمنتظره با پيشنهاد ازدواج خسرو خسروي رييس متمول و عاشق پيشه شركت، روبرو مي شود. فرشته چند سال پيشتر يك بار ازدواج كرده و همسرش در همان روزهاي آغاز زندگي مشتركشان بر اثر تصادف كشته شده است. ثروت چشم گير خسرو، فرشته و خانواده اش را كه وضع مالي چندان مساعدي ندارند. مجاب مي كند، اين تقاضا را بپذيرند و اين ازدواج شكل مي گيرد. اما با كنجكاوي هاي مگي كه به خسرو شك كرده،‌ چهره واقعي او و ماهيت شركتش افشا مي شود. خسرو كه يك خلافكار با سابقه و هفت خط است با تغيير نام و چهره، دو شركت خصوصي مشابه راه انداخته و در زمان هاي مرخصي اش از زندان خلاف كاري هايش را مديريت مي كند. او با دادن وعده هاي واهي به مراجعه كنندگان شركت اول كه حالا فرشته پس از ازدواج با خسرو، مديرعاملش شده سيم كارت هايشان را مي گيرد و با قيمتي نازل به گروهي ديگر از متقاضيان در شركت دوم مي فروشد و از اين راه سود بسياري به جيب مي زند. در شركت دوم، زني به نام شيرين هست كه او هم موقعيتي مشابه فرشته دارد و فريب خورده است. مگي و فرشته و شيرين، پول هاي مراجعه كنندگان اغفال شده را به جاي امن منتقل مي كنند و پدر مگي كه يك نظامي بازنشسته است، با اطلاع رساني به موقع به پليس، موجب دستگيري خسرو و وردستش عزت مي شود. در پايان خانواده فرشته به همراه شيرين و با همكاري هم، پيتزافروشي به راه مي اندازند.

ضد گلوله 1390

اواسط دهه 60 و اوج دوران جنگ مردي حدود 50 ساله در تهران مشغول قاچاق نوارهاي لس آنجلسي و فيلم هاي ويدئويي است. او در اثر يك اتفاق درمي يابد كه توموري در سر دارد و تا دو ماه ديگر بيشتر زنده نخواهد ماند.