برچسب کاظم فاطری

بی داد 1404

ستی زن جوان علاقه‌مند به موسیقی و خوانندگی در تهران است که می‌خواهد صدایش به‌صورت مستقل شنیده شود. محدودیت‌های موجود بر اجرای عمومی خوانندگان زن، امکان فعالیتی را که او در پی آن است محدود می‌کند و در نتیجه تصمیم می‌گیرد خیابان را به صحنهٔ اجرای خود تبدیل کند. رهگذران نخستین مخاطبان او می‌شوند و با انتشار ویدئوهای اجراهایش، شناخته‌شدن او افزایش می‌یابد.

گوزن های اتوبان 1403

عابس که راننده پیک‌ موتوری است، طی اتفاقی به دنبال ماشین یک بلاگر معروف می‌افتد. بلاگر فکر می‌کند، عابس خفت‌گیر است و این در حالی است که گوشی‌اش روی لایو است و‌ همه چیز به سرعت وایرال می‌شود…

بازی را بکش 1403

موسی، از پیشکسوتان فوتبال، برادرش را در یک سانحه ورزشی از دست می‌دهد. او در مسیر کشف راز مرگ برادرش با حقایق عجیبی روبه‌رو می‌شود…

آسمان مال ماست 1390

«آسمان ما ماست» روایتگر زنی فداکار است که در آستانه تعطیلی کارگاه کوره پزخانه قرار دارد اما با همت و پشتکار خویش در مقابل این ماجرا ایستادگی می‎کند، از طرفی خانواده این زن با مشکلات اقتصادی زیادی دست و پنجه نرم می‎کنند.

جنگ جهانی سوم 1400

شکیب یک کارگر روزمزد میانسال بی‌خانمان است که همسر و پسرش را سال‌های پیش در یک زلزله از دست داده و تاکنون با این امر کنار نیامده است. او در طی چند سال گذشته، با یک زن روسپی ناشنوای جوان به نام لادن رابطه برقرار کرده است. محل ساخت‌وسازی که او امروز در آن کار می‌کند، معلوم می‌شود که صحنهٔ فیلمی دربارهٔ جنایات آدولف هیتلر در طول جنگ جهانی دوم است. و شکیب به دلیل شباهت عجیبش به هیتلر به عنوان جایگزین بازیگر قبلی انتخاب می‌شود و خانهٔ بزرگی به او داده می‌شود و لادن با متوجه شدن این موضوع از او برای حل مشکلی کمک می‌خواهد.

آبجی 1394

طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی می‌کنند؛ سال‌هایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه می‌رسند. این جدایی در حالی اتفاق می‌افتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژه‌ای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آینده‌ای بدون حضور خودش.

جوجه تیغی 1399

جوجه تیغی , ماجرایی طنز از زندگی ناخواسته‌ی یک جوان متعصب‌ را روایت می‌کند که پیشنهادی عجیب، گذشته و آینده‌‌ او را تحت تاثیر قرار می‌دهد …

مردم معمولی 1400

بردیا برازنده صاحب مرکز زیبایی تناسب طلایی، ثروتی دارد که همچون خساستش بی انتهاست. بعد از پلمب آژانس مسافرتی بارباراس که متعلّق به خواهر بردیا، باربارا برازنده است، باربارا برادرش را با زور و تهدید راضی می‌کند که فعالیت آژانس را تا فکّ پلمب در مرکز تناسب طلایی ادامه دهد. امّا، در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد و به زودی با افشای راز ثروت بردیا، وضعیت خانوادهٔ برازنده از این رو به آن رو خواهد شد…