برچسب کاظم راست گفتار

آشوب 1396

این فیلم داستان زندگی جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافه‌های لاله‌زار خوانندگی می‌کند. آشوب‌های تاریخی و واقعی دهه ۱۳۲۰ باعث به وجود آمدن اتفاقاتی در زندگی آشوب می‌شود

داماد خوش قدم 1388

داستان فیلم داماد خوش قدم درباره یک مرد مجرد است که هر بار به خاستگاری می رود فردای آن روز دختری که به خاستگاری اش رفته است ازدواج کرده است …

کیش و پات 1393

«کیش و پات» داستان زندگی زوجی جوان را روایت می کند که قرار گذاشته اند، ۵۰ سال زندگی مشترکشان را با خوشبختی پشت سر بگذارند ، اما به محض اینکه ازدواج می کنند بعد از شش روز کارشان به جدایی می کشد .با این حال به توصیه یک دکتر آن ها ابتدا تصمیم می گیرند برای سفر ماه عسل به شیراز بروند تا اینکه در سفر اتفاقاتی برایشان رخ می دهد.

دکتر 3 سوت 1393

داستان آن درباره پزشکی مجرب به نام سعید است که در اثر حادثه ای شخصیتی دوگانه پیدا کرده و گاهی دست به دزدی می زند.

بیست و از من نگیر 1392

"بیستو از من نگیر" داستان دانشجوی نابغه ای است که همکلاسی هایش تصمیم می گیرند در روند تحصیل و زندگی او حوادثی را به وجود بیاورند که در درسهایش نمره بیست نگیرد.

نقاب 1383

تصادفي دريکي از خيابانهاي دوبي منجر به آشنايي و سرانجام ازدواج نگار دختر يک تاجر پولدار يراني با کامران يک رستوران دار ميگردد. بعد از مدتي رفتار کامران با نگار تغيير کرده و بني ناسازگاري را ميگذارد و اين واقعه به سبب نزديکي روحي بيشتر به نيما دوست و شريک کامران اتفاق ميافتد و در نتيجه...

عروس خوش قدم 1381

دنيا زني ثروتمند است كه پس از مرگ سه همسرش دچار افسردگي شده و براي مداوا نزد روان پزشك مي رود. دكتر از او مي خواهد زندگي اش را شرح دهد و دنيا از ازدواج اولش با فرزام مي گويد: آن دو كه در يك دانشگاه تحصيل مي كنند، بر اثر يك سوء تفاهم اخراج مي شوند. فرزام كه به نيت دنيا برگه قرعه كشي بهزيستي خريده جايزه بزرگ را مي برد و اين را به حساب خوش قدمي دنيا مي گذارد و با او ازدواج مي كند. فرزام وارد تجارت لباس مي شود، فروشگاه زنجيره اي تأسيس مي كند و جزو سرمايه داران بزرگ مي شود، اما بر اثر يك اتفاق مي ميرد. دلال ها كه پي به ثروت دنيا برده اند، باعث آشنايي او با جمال مي شوند كه رئيس كارخانه توليد شير است. اين آشنايي باعث ازدواج آنها مي شود. كار جمال به شدت رونق مي گيرد و به ثروتي فراوان مي رسد، اما او نيز مي ميرد. دنيا كه دچار ناراحتي روحي شده تصميم به خودكشي مي گيرد، اما بر اثر يك اتفاق با بهنام نامجو آشنا مي شود كه نقاش تبليغاتي است و با پي بردن به ثروت و موقعيت دنيا با او ازدواج مي كند، اما بهنام نيز در حال نقاشي بر اثر يك اتفاق مي ميرد. دنيا از دكتر مي پرسد حالا بايد چه كنم و دكتر به او پيشنهاد ازدواج مي دهد. دنيا نمي پذيرد و بين آنها درگيري پيش مي آيد. او در مطب به طور اتفاقي با فرهاد همدوره دانشگاهي اش روبرو مي شود كه به عنوان سرايدار كار مي كند. فرهاد كه در گذشته به دنيا علاقه مند بوده و حالا كه همه ثروتش را از دست داده دوباره به او پيشنهاد ازدواج مي دهد. آنها براي زندگي به روستايي دوردست مي روند و فرهاد مشغول كشاورزي مي شود و دنيا نيز در حالي كه حامله است خود را با خانه داري سرگرم مي كند.