برچسب کاظم افرندنیا

دنیای پرامید 1391

ماجرای فیلم حول محور یک خانواده است که بار مسئولیت و فشار مالی خانواده بر روی دوش مادر است، زیرا پدر خانواده سالهاست که بر اثر سانحه‌ای از کار افتاده‌است. منصور پسر خانواده بعد از به هم زدن نامزدی اش با دختر عمه متمول خود و شروع یک رابطه عاطفی با دختر ی همسطح خودش، اقدام به سرقت از یک طلافروشی میکند تا دیه و دیون برادرش مرتضی که فراری است را بپردازد. بعد از دستگیری منصور به دلیل سرقت یک ماشین و آزادی به قید اخذ سند که صاحبکار مادر خانواده گرو گذاشته، مجدداً اقدام به سرقت مسلحانه یک بانک می‌کند، که مجدداً توسط پلیس دستگیر می‌شود. صاحبکار مادر خانواده در انتهای فیلم پول زیادی به او می‌دهد وی نیز آنرا به مرتضی دیگر پسر خود می‌دهد.

سگ کشی 1379

گلرخ كمالي پس از يك سال دوري به تهران برمي گردد تا نزد همسرش، ناصر معاصر باشد ولي متوجه مي شود كه شريك او جواد مقدم به ناصر كلك زده و با هفتصد ميليون تومان گريخته است و قرار است به خاطر چك ها، ناصر زنداني شود. گلرخ به جبران يك سال دوري از همسرش با طلبكاران تماس مي گيرد و سعي در جلب رضايت آن ها دارد. در اين مسير پيشنهادات، تحقيرها، تهديدها و فجيع ترين اتفاقات را تحمل مي كند تا سرانجام موفق مي شود اما در همين زمان كه تصور مي كند، همه چيز بر وفق مراد است، جواد مقدم به ملاقاتش مي آيد و ماجرايي را خلاف آنچه ناصر معاصر نقل كرده است، شرح مي دهد. گلرخ در مي يابد، ناصر همراه منشي اش، فرشته و همه پول هاي مفقود شده، قصد فرار دارد و در اين مدت او و سايرين فقط يك بازيچه بوده اند. گلرخ، ناصر و فرشته را با جواد مقدم و ديگر طلبكاران تنها مي گذارد.

زهر عسل 1381

شراره و سينا پس از ازدواج، براي ماه عسل به ويلايي در شمال مي روند. در راه سينا مدام از يكي از آشنايانش به نام فريبا صحبت مي كند كه ويلا را آماده كرده و در انتظار آنهاست. وقتي به ويلا مي رسند، از همان آغاز با اتفاق هاي مشكوكي روبرو مي شوند، و شراره سوظن شديدي نسبت به رفتار و كارهاي فريبا دارد. فريبا ادعا مي كند كه تنها زندگي مي كند و ظاهراً اين گونه است، اما شراره پي مي برد كه پنهاني با مردي ارتباط دارد. سينا از شراره گريزان است و رفتار سردي با او دارد، اما با فريبا رفتار مشكوك و نسبتاً خوبي دارد. از آن سو شراره كه چيزهاي عجيب و مرموزي را در ويلا مي بيند، از سينا مي خواهد كه به تهران بازگردند، اما وقتي پي مي برد شاهين (مردي كه با فريبا رابطه دارد) با او آشناست، پشيمان مي شود. او همسر سابق شراره است كه البته شراره نام او را از شناسنامه‌اش حذف كرده و از ازدواجش هم چيزي به سينا نگفته است. سينا هم معتاد است، اما از اين راز چيزي به شراره نگفته. وقتي سرانجام شاهين از همه چيز خسته مي شود به فريبا مي گويد تحمل اين رابطه ديگر امكان‌پذير نيست. او كه سينا و شراره را ميان برفها غافلگير كرده، قصد دارد به شراره شليك كند، اما فريبا او را با تفنگ شكاري مي كشد.

چهار اصفهانی در بغداد 1394

این فیلم روایتگر زندگی یک خانواده‌ی اصفهانی در سال 1364 است که با وجود مشکلات، درگیر جنگ نیز می‌شوند. پدر خانواده (اکبر عبدی) به همراه پسرش تصمیم به فرار از کشور دارند، اما اتفاقات سمت و سویی دیگر به خود می‌گیرد.

خاک و آتش 1389

سال 1916 كلنل كيت به بهانه ايجاد خط تلگراف به بلوچستان مي آيد. عيدوخان بي خبر از نقشه اش او را پذيرا مي شود اما جي. انت و ملا علي با آگاهي از حيله آنها به مبارزه مي پردازند.