برچسب ژرژ هاشم زاده

یک تصادف ساده 1404

مردی به نام اقبال در حال رانندگی در شب همراه با همسر باردارش است که ناگهان با یک سگ تصادف می‌کند و آن را می‌کشد. این تصادف، آسیب شدیدی به موتور ماشین وارد می‌کند و خودرو کمی بعد از کار می‌افتد. اقبال به ناچار به تعمیرگاهی در نزدیکی پناه می‌برد که متعلق به وحید است. وحید متوجه شباهت زیاد اقبال به مأموری می‌شود که در زندان او را شکنجه داده و زندگی‌اش را نابود کرده بود. وحید شروع به تعقیب اقبال می‌کند؛ مردی که با پای مصنوعی راه می‌رود، و در نهایت او را می‌رباید. وحید قصد دارد او را زنده به گور کند، اما در هویت واقعی اقبال دچار تردید می‌شود و تصمیم می‌گیرد با یکی از هم‌بندان سابق خود تماس بگیرد تا موضوع را روشن کند.

او با چند نفر ملاقات می‌کند: سَلار، کتاب‌فروش؛ شیوا، عکاس عروسی؛ گُلی، عروس؛ علی، داماد؛ و حمید، کارگری خشمگین. این افراد همگی در ون وحید جمع می‌شوند و در روز و شب به همراه هم در شهر می‌چرخند، در حالی که به دنبال انتقام از مردی هستند که روزگاری به شکلی بی‌رحمانه آن‌ها را آزار داده است. اما در طول مسیر، آن‌ها دربارهٔ اخلاقی بودنِ کشتن مردِ اسیر و این‌که آیا او واقعاً همان فردِ شکنجه‌گر است یا نه، دچار تردید و درگیری درونی می‌شوند.

وقت بزرگ شدنه 1392

صدری پیر پسر منظم به همراه دوست دیرین خود اسد مرد میانسالی که با همسرش در حال متارکه است در یک کار به شراکت مشغولند. با ازدواج صدری و ناهید به شرط قطع ارتباط صدری با اسد در ضمن عقد، دوستی و کار آن دو دچار مخاطراتی می‌شود و…

شیفت بعدی 1389

"شیفت بعدی" داستان همیاری چند پرستار است كه باید در یك شبانه‌روز طی سه شیفت از مادر بیمار یكی از همكارانشان مراقبت ‌كنند و در این مسیر با اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مواجه می‌شوند.

سرگیجه 1401

پیمان بعد از یک سوءتفاهم خانوادگی با کامران درگیر می‌شود. گمان‌ها به این سمت می‌رود که پیمان کامران را کشته، ماجرایی که شاید به قیمت زندگی پیمان تمام شود…

بازی 1387

پیشنهاد دستمزدی گزاف برای فرستادن یک عتیقه گرانبها به خارج کشور، جلال عتیقه فروش (سیروس ابراهیم‌زاده) و دخترش هدیه (بهاره رهنما) را وسوسه می‌کند تااز رفاقتشان بایک مامور کهنسال گمرگ سوءاستفاده کنند. امادرست قبل ازاجرای نقشه، پیرمرداز دنیا می‌رود و کارمندی مقرراتی به نام کامران (سروش صحت) جایش رامی‌گیرد که معلوم نیست چطور می‌شود با او کنار آمد!

ترور خاموش 1398

موضوع این سریال امنیت نرم است و بر مبنای واقعیت و یکی از پرونده‌های حساس در چند سال اخیر نوشته شده‌است؛ پرونده‌ای که تا اکنون رسانه‌ای هم نشده و مردم در قالبی دراماتیک برای اولین بار از آن مطلع می‌شوند. از دیگر سرفصل های «ترور خاموش» که با هدف کاهش آسیب‌های اجتماعی تولید شده، معضلات و ناهنجاری‌هایی است که از جمله آن می‌توان به طلاق، مواد مخدر و حاشیه نشینی اشاره کرد.

در سکوت 1394

سودابه زني 47 ساله و متخصص صنعت بازيافت است كه پس از 22 سال به ايران بازميگردد. او دختري به نام ستاره دارد كه اكنون با پدربزرگ و مادربزرگش زندگي ميكند و راضي به ديدن مادرش نميشود

بوی خوش زندگی 1373

«كمال» و «جمال» دو برادر دو قلو هستند كاملاً شبيه به هم، اما با دو نوع روحيه و اخلاق متفاوت. «جمال» كه بهيار بيمارستان است پيكر مدهوش پيرمردي را در خيابان مي‌يابد. او پيرمرد را به بيمارستان مي رساند و از مرگ نجات مي‌دهد. برادر پيرمرد به همراه وكيلش كه مردي دغلكار است چشم به مايملك و خانه قديمي و بزرگ او دارند پيرمرد كه آدم لجبازي است براي قدرداني از كمك‌هاي «جمال» تصميم مي‌گيرد خانه خود را با قيمت اندكي به او بفروشد. برادر پيرمرد، وكيل، «كمال» و زنش براي جلوگيري از اين اتفاق و يا حداقل دست يافتن به سهمي از خانه دست به هركاري مي‌زنند و براي رسيدن به منظورشان حتي سر يكديگر را كلاه مي‌گذارند.