برچسب ژاکلین آواره

پناه آخر (مجلس حیرانی) 1398

این مجموعه تلویزیونی درباره دو بردار و مهاجرت است و ایجاد چالش میان برادر بزرگتر بیژن امکانیان با برادر کوچک خود باعث مهاجرت او از ایران می شود. تا آنکه فرزندش که نقش او را عباس غزالی برعهده دارد برای پیگیری ماجرایی به ایران باز می‌گردد.

محکومین 2 (سرگذشت) 1398

در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی می‌شوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده می‌شود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازات‌های جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی می‌شود به انجام برسانند…

بیگانه ای با من است 1399

قصه و سناریو این سریال، در دهه شصت و سال ۶۹ و پیرامون شخصیت نساء (شبنم قلی‌خانی) می‌باشد، نساء کارگر زوجی به نام‌های مینو و امیرعلی در شیراز است و در پی فرار کردن نساء از دست شوهرش برای نفروختن بچه اش، همراه با این زوج راهی یک سفر می‌شود، که همین سفر، خود، شروع ماجراهای این سریال است، در ادامه داستان زندگی نسا، دروغ وارد زندگی او می‌شود و همان دروغ، موجب دروغ گفتن‌های بعدی او و آغاز ماجراهای جدیدی برای او می‌شود

دهلیز 1391

شیوا (هانیه توسلی) در غیاب همسر معلمش، بهزاد (رضا عطاران)، که به دلیل یک نزاع باعث قتل شده‌است، به تنهایی کار می‌کند و از تنها پسرشان، امیرعلی (محمدرضا شیرخانلو) که کلاس اول و پسری شاد و بازیگوش است، مراقبت می‌کند. امیر علی در ابتدا فکر می‌کند که پدرش مرده‌است، اما او در زندان و منتظر تصمیم نهایی دادگاه است. شیوا پیاپی از برادر زن مقتول (سعید چنگیزیان) می‌خواهد تا با خانواده مقتول صحبت کند و رضایت تنها ولی دم باقی مانده را که خواهر دوقلوی (نگار عابدی) مقتول است، بگیرد. از طرفی امیرعلی کم‌کم در مدرسه و جمع دوستان غیاب پدر خود را احساس می‌کند.

آقای ایزدی (شاهرخ فروتنیان) و همسرش (افسانه چهره‌آزاد) که به عنوان فعال اجتماعی در کنار این خانواده هستند، پیشنهاد می‌دهند که امیرعلی پدرش را ملاقات کند. بالاخره، امیر علی پدرش را برای اولین بار ملاقات می‌کند. در ابتدا رابطه بین پدر و پسر خوب نیست و امیرعلی دچار مشکلات روحی و فکری می‌شود. اما به مرور زمان، رابطهٔ بین پدر و پسر صمیمانه‌تر و دوستانه‌تر می‌شود.

به دلیل رفتار خوب در زندان، بهزاد موفق می‌شود مرخصی بگیرد و نزد خانواده‌اش برود. در این مدت وضعیت روحی و عاطفی امیرعلی بهتر می‌شود.

یک‌بار که شیوا و آقای ایزدی برای جلب رضایت خانواده مقتول، برای بار چندم به خانه آن‌ها می‌روند، امیرعلی که همراه آن‌ها آمده‌است، رو به مادر مقتول، که به خاطر مرگ پسرش مدت‌هاست ساکت است و حرفی نمی‌زند، از کار پدرش عذرخواهی می‌کند و درخواست می‌کند که رضایت بدهند تا پدرش آزاد شود. در سکانس پایانی فیلم، مادر مقتول نشان داده می‌شود؛ در حالی که پس از صحبت‌های امیرعلی آرام آرام اشک‌هایش جاری می‌شود.

عملیات مهد کودک 1391

داستان آن روایتگر چند کودک است که برای جلب توجه والدینشان دست به کار بزرگی می‌زنند. آنها در عالم کودکانه خود نقشه های را طراحی می کنند تا به والدینشان یادآوری کنند باید به بچه هایشان توجه کنند. در نهایت پدر و مادرها متوجه قصور خود در حق بچه هایشان شده و متأثر می شوند.

آتیش بازی 1392

مارال و کیا دو آدم شیاد هستند که با همکاری یکدیگر از طریق دزدی و کلاه‌برداری پول زیادی بدست می‌آورند. اما مشکل اینجاست که این دو نفر به یکدیگر نیز رحم نمی‌کنند و هر یک سعی می‌کند با نارو زدن به دیگری، صاحب تمام پول‌ها شود...