برچسب پیمان معادی

کمپ ایکس ری 1392

فيلم با صحنه‌هايي از وقايع يازدهم سپتامبر در مرکز تجارت جهاني نيويورک آغاز مي‌شود و پس از صحنه بازداشت «علي» (با بازي پيمان معادي) در آلمان، به هشت سال بعد و زمان ورود نگهبان تازه‌اي به نام «ايمي کول» (کريستن استوارت) به بازداشتگاه گوانتانامو مي‌رسد. ايمي که براي فرار از زادگاه کوچکش به ارتش پيوسته، در اثر تحقير و آزار جنسي سربازان ديگر تبديل به يک فرمانبردار مطيع شده است. اما در نهايت، با دوستي‌اي دور از جنبه‌هاي جنسي که بين او و علي به وجود مي‌آيد، کم‌کم حالت دفاعي اش فرو مي‌ريزد و نوري از مهر و اميد در درونش روشن مي‌شود. سرباز وظيفه ايمي کول به ارتش پيوسته، غافل از اين که به جاي عراق از گوانتانامو سر در مي‌آورد. او که خاطره خوشي از مسلمانان ندارد و توسط آنان مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.

بمب یک عاشقانه 1396

فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.

ابد و یک روز 1394

در خانواده اي آشفته که تقريبا همه اعضايش به نوعي درگير قضيه اعتياد هستند, دختري کم کم به زمان عروسي اش نزديک مي شود. اين ععروسي به شرايطي منجر ميشود که رابطه افراد خانواده ها با هم سرد شود و اعضاي خانوده رو به روي هم قرار بگيرند. از سويي ديگر برادر بزرگتر دختر, که پيش تر معتاد بوده و به نظر مي رسد پس از ترک زندگي سالمي دارد, با يک جوان افغاني قرار گذاشته که خواهرش را به عقد و ازدواج او دربياورد و البته در ازايش مبلغي دريافت کند تا بتواند کسبي با آن راه بيندازد. اما برادر کوچکتر که مواد فروش خرده پايي است و اعتياد شديش به مواد مخدر باعث ويراني روحي و جسمي اش شده, مخالف اين ازدواج است و ميخواهد دست برادر بزرگتر و ظاهر الصلاحش را رو کند.

درباره الی 1387

سه روز تعطيل است و چند خانواده جوان براي تفريح راهي شمال اند. آنها دانشجويان سابق دانشكده حقوق هستند. سپيده و همسرش امير يك دختر خردسال دارند. شهره و همسرش با دو فرزند خردسال شان هستند كه يكي از آنها آرش است. نازي و منوچهر نيز تازه ازدواج كرده اند. احمد نيز كه سالها در آلمان اقامت داشته و به تازگي از همسر آلماني اش جدا شده همراه آنهاست؛ به اضافه دختري به نام الي كه به دعوت سپيده همسفر اين گروه شده است. الي مربي مهد كودك دختر سپيده است و قصد سپيده از اين دعوت، آشنا كردن او با احمد به نيت ازدواج احتمالي آنهاست. آنها به ويلايي مي رسند كه سپيده از تهران رزرو كرده اما زن روستايي متولي آنجا مي گويد كه فقط يك شب مي توانند در ويلا بمانند، چون صاحب ويلا خواهد آمد و اين را پيشاپيش به سپيده نيز گفته بوده اما سپيده راستش را به جمع نگفته تا سفر به هم نخورد. در نهايت پيرزن ويلايي نيمه متروك را در ساحل در اختيار آنان مي گذارد كه فاقد بسياري امكانات از جمله تلفن است و به دليل آنتن ندادن موبايل آنها مجبورند چند بار براي تماس تلفني به خانه همان زن روستايي بروند. سپيده به دروغ به آن زن مي گويد كه احمد و الي تازه ازدواج كرده اند و به ماه عسل آمده اند. سرانجام و به اجبار، آنان با سرخوشي همان ويلا را آماده اقامت چند روزه شان مي كنند. الي هم به رغم حضور در ميان جمع،‌كم حرف تر است و در عين حال شاهد نگاه عاطفي احمد به او هستيم و الي هم بي ميل نيست. الي در تماس با مادر بيمار و پيرش در تهران اصرار دارد كه كسي نفهمد او به شمال آمده و قول مي دهد كه فردا برگردد. ضمن اينكه به مادرش هم مي گويد با همكارانش است. صبح فردا، الي قصد بازگشت به تهران را دارد اما...

خوک 1396

حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیده‌است: آیا او مهم‌ترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمی‌گیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتل‌ها در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل می‌شود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانه‌ای بکشد…

فیلم‌های پیمان معادی و مجید مجیدی پروانه نمایش گرفتند

شورای بازبینی فیلم‌های سینمایی با صدور پروانه نمایش ۶ فیلم موافقت کرد که «بالاده» پیمان معادی، «خیابان جمهوری» منوچهر هادی، «همسفر» محمدحسین فرحبخش و «غذای نیمروز» مجید مجیدی از جمله آنهاست. منبع  : آوش برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

عکس| حمایت ستاره‌های سینما از علی دایی

سخنانان شجاعانه دایی برای احقاق حق شاگردانش، حمایت ستاره‌های سینما را برانگیخت.سخنانان شجاعانه دایی برای احقاق حق شاگردانش، حمایت ستاره‌های سینما را برانگیخت. به گزارش خبرورزشی، پیمان معادی و پوریا پورسرخ در واکنش‌هایی اینستاگرامی حمایت خود را از علی دایی و سخنان…