برچسب پیمان قاسم خانی

چپ راست 1398

داستان اقای راستی بوده که با رقیب چپی‌اش دشمنی دیرینه دارد و تصمیم می‌گیرد مثل قدیم برایش پاپوش درست کند و همسرش و رقیبش هم وارد داستان می‌شوند. این دو رقیب با ورود یک زن غریبه به زندگیشان دچار تحولی عظیم می‌گردند و متوجه میشن باید متحد شوند، وقتی حاج‌اقا باخبر میشه وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.

مسافران 1388

موجودات فضایی با تصور اینکه ساکنان زمین تهدیدی برای موجودات جهان هستند گروهی را روانه این سیاره می‌کنند تا با زمینی‌ها، رفتار و فرهنگ آن‌ها بیشتر آشنا شوند و به این ترتیب در مورد نابود کردن آن‌ها در صورت لزوم تصمیم بگیرند. این گروه چهار نفره در هیبت انسانی در قالب یک زوج (به نام‌های بهرام و ناهید)، یک دختر جوان (ستاره) و یک پسر جوان (شهاب که در واقع رباتی انسان نما و قدیمی‌ست) به زمین فرستاده می‌شوند. آنها در خانه دو برادر به نام‌های فرخ افروخته (حمید لولایی) و فرید افروخته (رامبد جوان) به عنوان مستأجر ساکن می‌شوند و تظاهر می‌کنند که از سوئد آمده‌اند. فرید یک نویسنده است و مشکلات بسیار فراوانی دارد. او در ادامه متوجه می‌شود که آنها فضایی هستند. در هر قسمت این سریال در مورد یکی از عادات بد انسان‌ها بحث می‌شود و در پایان آن داستان، بهرام (حسن معجونی) گزارش خود را به کنفدراسیون راه شیری می‌فرستد.

هیولا 1397

هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانواده‌اش تأثیر به‌سزایی گذاشته‌است. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانش‌آموزانش به‌نام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی می‌دهد و شرایط خرید داروها را پیدا می‌کند، اما می‌فهمد که تراول‌ها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها می‌شود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا می‌شود و ارتباطاتی با او پیدا می‌کند که باعث می‌شود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده می‌آورد و درگیر یک زندگی جنایی می‌شود.

دزد و پلیس 1391

ناصر کاظمی، خلافکاری معروف و سابقه دار است که در اثر یک ضربه ناشی از وقوع یک تصادف به سر او حافظهٔ خود را از دست می‌دهد. ناصر پس از وقوع این تصادف شخصیت دیگری پیدا کرده و وقتی که می‌بیند همه از او می‌ترسند سعی می‌کند که اشتباهات خودش را جبران کند اما کم‌کم دوست او داوود (هومن برق‌نورد) به او توضیح می‌دهد که آن‌ها برای یک باند قاچاق مواد مخدر که رئیس آن، مهندس (حمید لولایی) فردی بسیار بی رحم است کار می‌کردند و…