بعد از 2تساوی، سرانجام نخستین برد پرسپولیس در لیگ بیستوسوم به ثبت رسید؛ یک برد 2گله مهم مقابل فولاد خوزستان که غیر از بهبود شرایط امتیازی سرخپوشان، با نشانههای محسوسی از پیشرفت هم همراه بود.
یک سال پیش یا بهطور دقیقتر، روز ۲۸ شهریور ۱۴۰۲ کریس رونالدو همراه با النصر عربستان در چارچوب لیگ قهرمانان آسیا به مصاف پرسپولیس ایران رفت. سفر پرماجرایی بود؛ از استقبال غیرمنتظره مردم که تحلیلهای مثبت و منفی زیادی را به همراه آورد تا کارهای خیر و انساندوستانه رونالدو که قابهای به یادماندنی و ارزشمندی به ثبت رساند.
یکی از داستانهای غمانگیز فصل گذشته، آسیبدیدگی شدید چشم کوین یامگا در تمرینات استقلال بود. مدافع- هافبک فرانسوی، کارآمد و بیحاشیه فوتبال ایران، بر اثر برخورد با همتیمی خشن خود یعنی امید حامدیفر مصدوم شد و ادامه فصل را از دست داد. او چندین عمل جراحی را پشت سر گذاشت تا امروز که به وضعیت نسبتا باثباتی رسیده است. یامگا یک فصل دیگر با استقلال قرارداد دارد و خودش هم مایل است بازی کند اما باشگاه بهخاطر اینکه او از سلامتی کامل برخوردار نیست و بدون تعارف نمیتواند مثل قبل فایده فنی داشته باشد، سلسله بیمهریهای عجیبی را علیه او آغاز کرده است؛ از آزاد گذاشتن این بازیکن برای مذاکره با سایر تیمها تا انتشار مطالب بحثبرانگیز در مورد سلامت ستاره فرانسوی که با واکنش منفی خودش هم مواجه شد.
نمایش جعلی و حیرتآور VAR در بازی پرسپولیس و فولاد، یکی از حاشیههای عجیب هفته سوم بود. اوج کار هم مربوط به زمانی بود که پیام حیدری در صحنه خطای شدید مسعود ریگی در مورد زرد یا قرمز بودن کارت او دچار تردید شد و بعد از کلی گفتوگو با داوران حاضر در اتاق VAR، رفت کنار زمین تا تصویر را از مانیتور ببیند اما فیلم دیگری برایش پخش شد!
شاید کمتر کسی فکر می کرد ماجرای بحران نکونام با استقلال، هواداران، هلدینگ خلیج فارس اینقدر زود و بعد از باخت مقابل استقلال خوزستان خودش را نمایان کند. جایی که به یکباره بعد از سر دادن شعار «حیاکن و رها کن» هواداران استقلال در بازی با همنام خوزستانی در ورزشگاه خانگی فولاد، شنیدن صدای «فرهاد مجیدی» و شایعه مذاکره هلدینگ با فرهاد بعد از این باخت، فضای عجیبی را بر باشگاه حاکم کرد.
تیم ملی ایران در حالی با ارایه یک نمایش ضعیف و بحثبرانگیز قرقیزستان را با تنها گل مهدی طارمی شکست داد که شاخصترین نکته دیدار، نمای بسیار زشت و زننده چمن مسابقه بود؛ انچه همزمان با برگزاری بازی، تبدیل به سوژه شبکههای اجتماعی و حتی اکانتهای بینالمللی شد.
آیا شکست در هفته سوم آنهم بعد از 29 بازی بدون باخت فاجعه است؟ آیا رسیدن به نایب قهرمانی با کمترین اختلاف امتیاز یک ناکامی غیر قابل چشم پوشی به شمار میآید؟ آیا از لحاظ آماری جواد نکونام بد نتیجه گرفته؟ قطع به یقین در شرایط معمول جواب تمامی این پرسشها منفی خواهد بود. جواد نه بد نتیجه گرفته و نه هفته سوم وقت مناسبی برای حیا کن، رها کن گفتن و تعویض سرمربی است.
قدیم ها سینما بود اما سینما رفتن برای بچه های شش هفت ساله ای مثل ما میان خانواده ها هنوز جایی باز نکرده بود و تواگر شانس می اوردی شاید دست در دست پدرو مادریا دایی جانت به سینما می رفتی تا چشمت به پرده نقره ای ان روشن می شد البته آن هم با کلی نق نق وگریه !