من می ترسم 1397
بدیش اینه من وسط کلی شک ام که می خوام برم یا نه...ولی بدترش اینه که صدبرابرش مطمئنم نمی تونم بمونم.
بدیش اینه من وسط کلی شک ام که می خوام برم یا نه...ولی بدترش اینه که صدبرابرش مطمئنم نمی تونم بمونم.
۵ نوجوان به بهانه تشکیل یک تیم فوتبال، گرد هم می آیند و در ادامه داستان، ماجراهای مختلفی برای هر یک از آنها رخ میدهد.
گلي بعد از سالها از فرانسه به خانه مادري در شمال کشور برگشته است و حالا فرهاد از همکلاسيهاي او در دانشگاه که به او علاقمند بوده و در سالهاي گذشته به خانه مادر او سر مي زده ، سراغ او آمده و خاطرات گذشته را براي او زنده مي کند.
سهيل پس از چند سال بالاخره آدرس نيلوفر را پيدا کرده و به سراغش آمده است. رابطه آنها در گذشته ناکام مانده و اکنون دوباره در حال شکل گيري است.
سیما زنی است که زمانی دلبسته علی (راننده آژانس) بوده و حالا در تلاشی مذبوحانه میکوشد توجه مرد را به خود جلب کند که موفق به این کار نمیشود.سیما انرژی زیادی خرج میکند تا بتواند گذشته را یک بار دیگر بازسازی کند، اما هر اندازه حرفهای گذشته را پیش میکشد، چنین به نظر میآید که علی دارد از او دورتر میشود.