رد پای پساب در توسعه شهر اصفهان
اصفهان، شهری با هزاران سال تاریخ و پیشینه، نه تنها بهعنوان مرکز فرهنگی و سیاسی ایران شناخته میشود، بلکه یکی از نمونههای بارز توسعه زیرساختهای شهری در تاریخ ایران نیز بوده است.
اصفهان، شهری با هزاران سال تاریخ و پیشینه، نه تنها بهعنوان مرکز فرهنگی و سیاسی ایران شناخته میشود، بلکه یکی از نمونههای بارز توسعه زیرساختهای شهری در تاریخ ایران نیز بوده است.
در میان دشت حاصلخیز و کهن اصفهان، بر فراز کوهی خاموش، سازهای خشتی و مرموز به نام «آتشگاه» قد برافرشته که با نامهای دیگری همچون «دژ مهربین» و «قلعه ماربین» نیز شناخته میشود.
پیدایش روزنامه و روزنامهنگاری به مفهوم امروزی آن را در اصفهان باید در بستر تحولات سیاسی و فرهنگی اواخر دوره قاجار جستوجو کرد. اما ریشههای فنی و فرهنگی رسانههای نوشتاری در این شهر، به مراتب عمیقتر است.
اصفهان، مروارید درخشان فلات مرکزی ایران، شهری است که بخش بزرگی از هویتش در لایههای متراکم و پنهان خاک مدفون است.
اصفهان، شهری که تاریخش با هنر، مذهب، سیاست و فرهنگ در هم تنیده است، داستانی موازی در زیر پوست خود دارد؛ داستان ساکنان آرمیده و خاموش روزگاران گذشته. تاریخچه تدفین در این شهر، آینهای تمامنما از دگرگونیهای عمیق عقیدتی، اجتماعی و شهرسازی است که از هزارههای پیش از اسلام تا به امروز ادامه داشته است.
اصفهان در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود، همواره بر دو رکن اصلی استوار بوده است: عنصر «آب» حاصل از زایندهرود و مادیها و عنصر «محلهها» به عنوان سلولهای تشکیلدهنده این باغشهر کهن.
اصفهان به عنوان یکی از کلانشهرهای تاریخی جهان اسلام، همواره موضوع مطالعات شرقشناسان و مورخان بوده است. محله «دارالبطیخ» یا در گویش محلی دالبتی که بعدها به نام دردشت شناخته شد، نه تنها یک سکونتگاه شهری بلکه قلب تپنده دیوانسالاری امپراتوری سلجوقی در قرن پنجم و ششم هجری بود.