برچسب پیام عزیزخانی

آقا و خانم سنگی 1394

سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداخته‌است. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شده‌است. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان می‌شود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرط‌هایی برای ازدواج احسان و سحر می‌گذارد که تن هر بیدی را می‌لرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمی‌لرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی می‌افتد که نباید بیافتد…

یادداشت های یک زن خانه دار 1394

این مجموعه دربارهٔ چند خانواده در یک ساختمان است که نسبت‌های نزدیکی با یکدیگر دارند و زوج اصلی خانواده که شقایق دهقان (در نقش شیوا) و امیررضا دلاوری (در نقش دکتر فرزاد هاتف) هستند بار اصلی قصه را به دوش دارند. دهقان نقش زنی را دارد که داستان‌های روزانه خود را در وبلاگش می‌نویسد و مردم برایش نظر می‌گذارند و به این شکل نوعی تعامل شکل می‌گیرد.

آنها 1400

این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره

در وجه حامل 1396

ایرج، همسر مهری، بعد از حادثه‌ای که برایش پیش می‌آید، فلج می‌شود و حتی قدرت تکلمش را هم از دست می‌دهد. مهری مسئولیت رفع و رجوع کارهایش را برعهده می‌گیرد اما وقتی می‌فهمد همسرش پول هنگفتی بدهکار است و او از این موضوع خبر نداشته، دچار مشکلی ظاهراً حل‌ناشدنی می‌شود. او حالا باید به شکلی پول را جور کند …

طبقه سوم 1388

فردي ناشناس از برگزاركنندگان مهماني اي در طبقه چهارم يك ساختمان، به نيروي انتظامي شكايت كرده. به همين دليل، مأموران براي رسيدگي به آنجا مي روند و تعدادي از مهمانان را بازداشت مي كنند. عده اي هم موفق مي شوند از طريق بالكن و با گره زدن ملافه ها به هم از راه حياط فرار كنند. دختر جواني كه در مهماني شركت داشته يكي از كساني است كه مي خواهد از ملافه پايين برود اما ملافه پاره مي شود و او به بالكن واحد طبقه سوم ساختمان مي افتد. زن جواني كه ساكن آن واحد است و از درد كليه بيدار شده، متوجه سرو صدا مي شود و دختر را در بالكن مي بيند. دختر ملتمسانه از او مي خواهد كه اجازه دهد وارد آپارتمان شود. زن در را براي او باز مي كند. دختر لاش مي كند با دوستان خود و خانواده شان تماس بگيرد. او همچنين با پسري كه دوستش است و مخالف شركت او در آن مهماني بوده تماس مي گيرد و از پسر مي خواهد كه به دنبالش برود، اما پسر از اين كه مهماني به هم خورده ابراز خوشحالي مي كند. دختر كه با زن رفتار گستاخانه اي دارد، از خانه بيرون رانده مي شود، اما نمي تواند ساختمان را ترك كند چون كيف و تلفن همراهش در طبقه بالا جا مانده و بيرون ساختمان جلوي در نيز يك مأمور گذاشته اند. دختر عاجزانه از زن مي خواهد كه به او اجازه دهد به آپارتمان برگردد. زن كه ظاهراً دلش به رحم آمده در را باز مي كند. در اين بين، دوست دختر نيز آمده تا او را ببرد اما با ديدن مأمور دم در مي ترسد توقف كند. دختر كه آرام تر شده متوجه مي شود كه زن در خانه را قفل كرده و رفتار مشكوكي دارد. او بالاخره مي فهمد كه زن در كار قاچاق دختران جوان به كشورهاي شيخ نشين است و براي همين با مردي تماس گرفته تا بيايد و دختر را با خود ببرد. دختر، زن را داخل دستشويي حبس مي كند و سعي مي كند كليد خانه را پيدا كند و....

ایستگاه اتمسفر 1395

فیلم «ایستگاه اتمسفر» روایت گر داستان زندگی زوج جوانی به اسم «مرجان» و «وحید» است که هشت ماهی میشود طلاق گرفته اند اما به دلایل خاصی مجبورند به زندگی در کنار هم ادامه دهند. در این میان مرجان که تصمیم به مهاجرت دارد، تمام تلاشش را برای گرفتن اقامت دائم کانادا میکند اما