برچسب پگاه حامد

فسیل 1401

این فیلم داستان اسماعیل (بهرام افشاری)، سعید (هادی کاظمی) و صفا (ایمان صفا) که عضو گروه موسیقی بلک داگز هستند، برای معروفیت و موفقیت تلاش می‌کنند. اسماعیل (ملقب به اسی) دنبال اجرا جلوی شاه است؛ اما صفا گرایش چپ دارد و با سرودن ترانه‌های اعتراضی سعی می‌کند محبوبیتی بین مردم کسب کند؛ ولی به زندان می‌افتند.

آه سرد 1401

بها و پدرش، بهرام در جاده‌ای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آن‌ها رد و بدل نمی‌شود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیست‌ساله رهایی یابد.

لاله 1398

این فیلم دربارهٔ زندگی لاله صدیق، قهرمان اتومبیل‌رانی ایران است و چالش‌ها و مشکلاتی که این راننده حرفه ای با آن مواجه بوده را به تصویر کشیده‌است.

دشت خاموش 1398

«دشت خاموش» به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده می‌پردازد که در یک محیط کارگری زندگی می‌کنند.

قدغن 1400

مرتضی از زندان آزاد میشود و متوجه میشود که دختری که موردعلاقه اش بوده با رفیقش افشین ازدواج کرده است. عمو یحیی که رفیق پدرش بوده در کارش ورشکست شده و افشین که وضع مالی خوبی داشته و مرد شیادی میباشد به قصد چشم داشت به غزل که دختر یحیی میباشد به یحیی کمک مالی میکند.

درب 1400

این فیلم روایتگر مأمور اداره برقی است که قرار است برق خانه‌ای تَک و دورافتاده را وصل کند.

دل 1398

آرش (حامد بهداد) و رستا (ساره بیات) ، پس از فراز و نشیب فراوان خانواده‌های خود به روز عروسی می‌رسند اما با پیدا شدن رقیب قدیمی آرش ،مهران معشوقه وعاشق رستا درشب عروسی اتفاقاتی پی دَر پی پدید می‌آید و ....

تگزاس 1396

داستان این فیلم دربارهٔ دو دوست به نام بهرام (پژمان جمشیدی) و ساسان (سام درخشانی) است. ساسان در برزیل زندگی کرده و بهرام نیز می‌خواهد مقیم برزیل شود. برای همین تصمیم می‌گیرد سرپرستی یک کودک برزیلی که نام مادر آن لارا است را به عهده بگیرد که و در ازای آن به ساسان پول هنگفتی بدهد. برادر آلیس (نامزد ساسان(گابریلا پتری) به یک گنگستر بزرگ به نام کارلوس بدهکار است و در ازای پول می‌خواهد آلیس با آن ازدواج کند ساسان هم می‌خواهد پول بهرام را صرف بدهی همسر خود کند ولی بهرام پولی ندارد در همین حال بهرام در یک قرعه کشی پوشک بچه مبلغ یک میلیون دلار برنده می‌شود ولی چون به صورت اتفاقی پله ستاره فوتبال جهانی را می‌زند و فرار می‌کند تحت تعقیب پلیس برزیل و همین‌طور افراد کارلوس قرار می‌گیرد. افراد کارلوس آلیس را می‌گیرند و بهرام و ساسان برای نجات آلیس دست به دامن دایی هوشنگ یاکوزا یا هوشنگ شمشیری (حمید فرخ‌نژاد) می‌شوند در نهایت به جزیره تگزاس می‌روند تا آلیس را نجات دهند ولی خودشان هم گیر می‌افتند و دایی هوشنگ پلیس را خبر می‌کند و کارلوس را دستگیر می‌کنند و همگی تصمیم می‌گیرند به ایران بروند در نهایت بهرام جایزه بزرگ خود را می‌گیرد و با هم به ایران می‌روند بعد کارلوس تصمیم می‌گیرد که به دنبال آنها به تهران برود.