شرح مختصر : مدرسه نهادي اجتماعي است و نمايانگر فرهنگي است كه به كودك طرز فكر و جهان بيني خاصي را منتقل مي كند. در جوامع صنعتي كودكان بين پنج تا هفت سالگي مدرسه را آغاز مي كنند. مدرسه نظام اجتماعي كوچكي است كه كودكان در آن قواعد اخلاقي، عرف اجتماعي، نگرشها و شيو ههاي برقراري ارتباط با ديگران و نيز مهارتهاي تحصيلي را مي آموزند . متأسفانه مهارتهاي اجتماعي به عنوان جزئي از دروس مدرس هاي هميشه مورد بي توجهي قرار گرفته است و فقط زماني به اين مهم توجه مي شود كه دانش آموزان از خود رفتاري نامناسب، مغاير با آنچه مورد نظر اوليا مي باشد، نشان دهند. احتمالا وجود چنين وضعيتي مربوط می شود . به تأكيد بيش از اندازه بر آموزش محدود مهارتهايي كه از ديدگاه معلمان با ارزش است و عدم احساس مسئوليت در آموزش مهارتهاي اجتماعي از طرف آموزگاران، گويي كه اين امر جزئي از مسئوليت آنها نمي باشد. فرايند كسب مهارتهاي اجتماعي و سازگاري اجتماعي كودكان در روان شناسي شناختي و خصوصًا در مبحث شناخت اجتماعي مورد بحث قرار گرفته است . از مهارت اجتماعي تعاريف زيادي شده است. شناخت و مهارت اجتماعي را فرايندي مي دانند كه كودكان را قادر مي سازد تا رفتار ديگران را درك و پيش بيني كنند، رفتار خود را كنترل نمايند و تعاملات اجتماعي خود را تنظيم نمايند. يكي از نظريه هاي جديد در مبحث شناخت اجتماعي كه به بررسي مهارت اجتماعي در مورد پردازشگري اطلاعات اجتماعي پرداخته است. در مورد پردازشگري اطلاعات اجتماعی است. برحسب اين نظريه براي اينكه تعامل اجتماعي به صورت مناسب تحقق يابد لازم است كه محرك اجتماعي به درستي رمزگرداني شده و با ديگر اطلاعات مربوط مقايسه و تفسير گردد . هر چه محرك اجتماعي بهتر پردازش شود، لياقت و مهارت اجتماعي كودك بيشتر و تعامل او با ديگران موفقيت آميزتر خواهد بود.