کج پیله 1404
فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک میشود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه میگیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر میدهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار میدهد
فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک میشود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه میگیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر میدهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار میدهد
شاهین، تنها فرزند یک خانواده، با بیماری سخت و لاعلاجی دستوپنجه نرم میکند و پزشکان تنها شش ماه برای ادامه زندگی او پیشبینی کردهاند. اعضای خانواده میکوشند این زمان محدود را به بهترین شکل ممکن سپری کنند و روزهای باقیمانده را به خاطرهای ارزشمند و ماندگار تبدیل کنند.
داستان قهوه پدری در مورد خانوادهای است که برای بهدست آوردن سود مالی بیشتر، وارد حوزه واردات قهوه میشوند. تلاشها و همفکریهای آنها به موفقیتی بزرگ منجر میشود و شخصیت اصلی به عنوان «پدر قهوه» شناخته میشود. اما در این مسیر، خانواده با مشکلات و چالشهای فراوانی مواجه میشوند؛ از مشکلات کوچک و بزرگ کاری گرفته تا اختلافات و مسائلی درون خانواده.
دختری (سمیرا حسنپور) قرار است برای ادامه تحصیل به کانادا برود و ساعت ۶ صبح پرواز دارد، دوستانش به او زنگ میزنند که یک مهمانی برایش گرفتهاند و او را دعوت کردند و قرار میشود بعد از مهمانی او را به فرودگاه ببرند، اما در همین حین ، اتفاقات عجیبی رخ می دهد...
داستان این سریال که دنباله داستان فیلم سینمایی «خوب، بد، جلف 2: ارتش سری» است، روایت گر ماجراجویی های پژمان و سام پس از دزدیده شدن توسط چچن ها می باشد.
هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانوادهاش تأثیر بهسزایی گذاشتهاست. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانشآموزانش بهنام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی میدهد و شرایط خرید داروها را پیدا میکند، اما میفهمد که تراولها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها میشود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا میشود و ارتباطاتی با او پیدا میکند که باعث میشود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده میآورد و درگیر یک زندگی جنایی میشود.
مينا بزرگمهر و فرهود زندي دو وكيل جوان و تازه كار هستند كه به شكلي ناخواسته و به دليل فريب كاري دو بنگاه معاملات ملكي، سر از يك ساختمان درمي آورند و ناچار مي شوند يك آپارتمان را با شراكت هم اجاره كنند. آنها هر يك دفتر وكالت خود را سر و سامان مي دهند، اما همواره با هم در مشاجره و رقابت هستند. شرط مي كنند هر كس موفق شد زودتر وكالت كسي را عهده دار شود، حق ماندن در آن ساختمان را دارد. ورود سيامك و خواهرش به اين دفتر، عملاً اين شرط را باطل مي كند، چون ابتدا آنها به مينا مراجعه مي كنند و سپس با دسيسه فرهود مجبور مي شوند پرونده را به او بسپارند. پرونده درباره زوجي است كه پس از جدايي، بر سر حضانت فرزندشان با هم اختلاف دارند. مرد كه ناصر نام دارد مهندس ارشد يك شركت خودروسازي است و ظاهراً مي خواهد پسر خردسالش سامان را با خود به خارج ببرد. همسرش محبوبه سردبير يك مجله اجتماعي است و علاقه مند به موضوع هايي مثل طرح حقوق زنان در جامعه. مينا براي جلوگيري از تضييع حق محبوبه، وكالت او را به عهده مي گيرد. به اين ترتيب، مينا و فرهود در پرونده اي مشترك رودرروي هم قرار مي گيرند و شرط تازه اي مي گذارند؛ وكيل بازنده بايد آن دفتر را ترك كند. ناصر و فرهود پرونده را تا آستانه پيروزي در دادگاه پيش مي برند، اما محبوبه با پيدا كردن محل اختفاي دو نفر از مطلعين و دعوت شان به دادگاه، به قاضي ثابت مي كند كه برخلاف ادعاي وكيل، ناصر قصد مهاجرت به خارج را داشته و مي خواسته سامان را هم ببرد...
فردا براي امير روز مهمي است او در يك مسابقه بين المللي معماري شركت كرده و بايد در رقابت با شركت هاي خارجي موفق شود. همسر او، طاهره، به دنبال آن است كه محيط آرامي در خانه برايش ايجاد كند اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي كه در همسايگي آنها در جريان است، طاهره با مشكلات زيادي روبرو مي شود.