برچسب پوریا پورسرخ

دخمه 1397

در فیلم دخمه یه صدایی از ورودی خونه مدام تو گوشم می‌پیچید: عروسی خون چه بدشگونه؛ تور عروس غرق به خونه... صدای یه مرد حتما نبود... ولی صدای یه زن هم نبود... شاید صدای خودم بود... کجا شنیده بودم اول بار این صدا رو یا حتی شعر رو... کی برام خونده بود؟

نقره داغ 1400

داستان نقره داغ درباره مردی به نام پرویز است که برای رسیدن به ثروتی عظیم، در قامت یک زن به نام آنابل فرومی‌رود، غافل از آنکه اتفاقاتی عجیب انتظارش را می‌کشد...

فرار بزرگ 1383

فرار بزرگ روایتی طنزآمیز از سال‌های پایانی حکومت محمدرضا پهلوی است. روایتگر شکنجه و سرکوب معترضین توسط ساواک، و وقایعی که به مرور باعث مهاجرت شاه و اطرافیانش به مصر شدند.

روز حسرت 1387

این سریال دربارهٔ خانم وکیلی است که پسرش به تازگی ازدواج کرده همسر او (معصومه) به دلیل تصادف بر اثر بی‌توجهی شوهرش (مسعود) قطع نخاع می‌شود در حین حال مسعود با زنی معتاد به نام فریده ازدواح می‌کند وقتی معصومه می‌میرد خانم وکیل (نرجس) عالمی از برزخ را می‌بیند ودر حین اتفاقات دیگری هم می‌افتد وقتی پدر مسعود (حاج رضا) می‌فهمد مسعود زن دارد و زن او باردار است به همسرش گفته و او را به خانه می اورنند در حین مسعود که از فریده کینه دارد تصمیم به کشتن او می‌کند و…

از سرنوشت 2 1398

داستان آن از رفاقت هاشم و سهراب دو پسربچه‌ پرورشگاهی آغاز می‌شود. آنها از کودکی در این مرکز زندگی می‌کنند تا به مرحله نوجوانی و جوانی می‌رسند. آنها که آرزوهای بزرگی را در سر می‌پرورانند، فراز و نشیب‌های زندگی‌شان محور روایت‌ اتفاقات این سریال قرار می‌گیرد.

از سرنوشت 3 1399

فصل سوم از سریال پرچالش از سرنوشت، این‌بار روایت یک داستان با مسائل پیچیده است. مسائلی که هم اجتماعی‌اند، هم خانوادگی و هم اقتصادی؛ از سرنوشت، داستان پیچ و خم‌های پیش روی کسب و کارهای جوان است. سهراب و هاشم، دو دوست قدیمیِ بزرگ‌شده در پرورشگاه، دست به یک کسب و کار جذاب اما پرجالش زده‌اند. اما نمی‌دانند که قرار است درگیر یک پروژۀ کلان اقتصادی شوند. این فساد اقتصادی به سرنوشت خانوادگی آنها چندان بی‌ربط نیست.

به دنبال خوشبختی 1388

عطا جوانی ساده دل و دلپاک است که به تینا علاقه دارد و می خواهد با او ازدواج کند. پدر تینا برای این وصلت شرط هایی تعیین کرده و به عطا مهلت داده که در زمانی مشخص خواسته های او را برآورده کند. مهلت عطا رو به پایان است و در این میان سرو کله زنی به نام نصرت در زندگی اش پیدا می شود…