قصیده گاو سفید 1398
مینا زنی سیوپنج ساله که شوهرش به علت قتل عمد قصاص شده، اکنون زندگی سخت و بیرمقی را میگذراند. این شرایط زمانی پیچیدهتر میشود که مردی نزد پلیس آمده با ارائهٔ شواهد، اعترافاتی میکند که زندگی مینا را در مسیری جدید قرار میدهد.
مینا زنی سیوپنج ساله که شوهرش به علت قتل عمد قصاص شده، اکنون زندگی سخت و بیرمقی را میگذراند. این شرایط زمانی پیچیدهتر میشود که مردی نزد پلیس آمده با ارائهٔ شواهد، اعترافاتی میکند که زندگی مینا را در مسیری جدید قرار میدهد.
جلال شایان بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه، درکتاب فروشی استادش هرمزی کار میکند. تنها فرزند هرمزی دختری است به نام فروغ که مترجم آثار ادبی است. دیدارهایی که به واسطه کار جلال در کتاب فروشی میان او و فروغ اتفاق میافتد، منجر به علاقه و تصمیم آنها به ازدواج میشود. فروغ به یک زندگی ساده و توأم با عشق راضی است اما جلال سرِ پُر سودایی دارد و…
آقای صادقی، مرد جاافتاده و مورد اعتمادی ست که بعد از گذشت یک سال از مرگ همسرش، رخت سیاه را در می آورد و برای عروسی دخترش دست به کار تهیه ی جهیزیه می شود. اما از آنجا که ورشکستگی سنگینی را پشت سر گذاشته و اوضاعش دیگر مثل قدیم ها خوب نیست، برای یافتن پول، به هر دری می زند تا اینکه به فکرش می رسد، مقداری پول از صندوق شرکت بردارد و بعد بدون آنکه کسی متوجه بشود، به موقع، پول را سرِ جایش برگرداند و این آغاز به باد رفتنِ آبروی آقای صادقی ست …
امیر بر خلاف قول و قرارهایی که با دختر دایی خود گذاشته است، دل به دختر دیگری می بازد. آشکار شدن این عشق، خانواده امیر را به تکاپو انداخته و ...
چند جوان، به واسطهٔ مهارتهایشان وارد چالش آدرنالین میشوند و این سرآغاز رفاقت میان آنهاست، فارغ از اینکه چالش آدرنالین از طرف یک مافیای بزرگ و پرقدرت طراحی شدهاست و ماجراهای غیرقابل پیشبینی را رقم میزنند. این جوانها هر کدام با مهارتی ویژه در این چالش شرکت کردهاند، مصطفی زمانی در نقش نوید در مهارت موتورسواری تبحر ویژهای دارد، سارا بهرامی در نقش رها در رشتهٔ پارکور فعالیت میکند، سارا بهرامی فرزندی دارد کر و لال، هدی زین العابدین در نقش گیسو دختری است عاشق هیجان و تجربههای خطرناک، که در رشتهٔ آفرود فعالیت میکند، پوریا رحیمی سام در نقش کاظی (کاظم) خوانندهٔ سریال میباشد که هم در طول سریال مشغول فعالیت خوانندگی هست و هم تیتراژ پایانی سریال را خواندهاست، کاظی مهارت خاصی در نفسگیری در آب دارد، بانیپال شومون در نقش دانیال ایفای نقش میکند، دانیال فعالیت بوکس دارد و همچنین صاحب یک باشگاه اسبسواری هست، دانیال در طول سریال رابطهٔ احساسی با خواهر نوید (نازنین) پیدا میکند.
این فیلم قصهٔ یک شکارچی و تاکسیدرمیست به نام «دکتر احمد کوپال» است که در روز آخر سال با یک چالش غریب در زندگیاش مواجه میشود.
چند شخصيت درگير يک قتل مشکوک ميشوند که در يک ميهماني شبانه اتفاق افتاده است و به دنبال پيدا کردن سرنخ اصلي و مسبب مرگ اين فرد هستند.
داستان درباره مرد سالخوردهاي بنام منفرد است كه سالهاست تنها زندگي ميكند و بازنشسته است. او به شدت با تنهايي و روزمرگي خود در كشمكش است و تلاشش براي بازگشت به شغل سابقش فايده اي ندارد تا اينكه روزي تصميم ميگيرد به شهر بيايد و دوست قديمي خود را كه حدود 30سال است او را نديده پيدا كند. منفرد در يك هتل اقامت ميكند و در آنجا با يك دختر آشنا مي شود و اين ارتباط در ادامه منجر به يك دوستي جديد و استحاله منفرد در نگاه به زندگي مي شود.