روایت های ناتمام 1385
روايتهاي ناتمام، قصه يك شب از زندگي ستاره، هنگامه و منيژه است. افرادي كه فقط نخ زمان، قصه هايشان را به هم متصل كرده است.
روايتهاي ناتمام، قصه يك شب از زندگي ستاره، هنگامه و منيژه است. افرادي كه فقط نخ زمان، قصه هايشان را به هم متصل كرده است.
آقاي روشن شاعر پير و گمنام شهر كرمان است. ايرج پسر او پس از سالها از فرانسه به ديدار پدر و خواهرش فخري مي آيد. ايرج با دوربين ويديويي خود ابتدا باعث اذيت آقاي روشن مي شود ولي بعداً آقاي روشن از طريق دوربين ويديويي ايرج براي نوه هاي خود در خارج پيام مي فرستد. آقاي روشن، يك شب پشت تريبون در شب شعر در حضور خانواده اش اعترافاتي مي كند و صبح روز بعد مي ميرد. ايرج و فخري براي اثبات هنرمندبودن وي جهت دفن در قطعه هنرمندان به ادارات مختلف مي روند. مدتي بعد، ايرج خسته و دگرگون به فرانسه بازمي گردد.
مهرماه 95

«اروند» داستان يونس جانباز اعصاب و روان دفاع مقدس را روايت مي کند که بيست و هفت سال پس از پايان جنگ هنوز هم با خاطره هم رزمانش روزگار مي گذراند و ناگهان در همراهي با يک گروه تفحص اتفاقات تازه اي در جريان سيال ذهنش وارد مي شود.
روایت از تنهایی انسان معاصر. جهان، مردی 32 ساله که سودای شهرت دارد. افسانه و رضا در میانسالی مشکلات تازه ای تجربه می کنند. کاوه و لاله در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند و سارا، دختر جوانی است که تصمیم دارد با هویت جدیدی به زندگی خود ادامه دهد.
درباره ی دو دانشجو است که بعد از 20 سال یکدیگر را پیدا میکنند. سالها قبل علاقههایی بین آنها وجود داشته و به نتیجه نرسیده است آنها تصمیم میگیرند دوستان قدیمی خود را پیدا کنند.
سعید آقاخانی بازیگر نقشهای کمدی سینما و تلویزیون ایران این بار قرار است در فیلم سینمایی «اروند» نقش یک جانباز اعصاب و روان را بازی کند.