برچسب پوراندخت مهیمن

باغ گیلاس 1372

دو برادر به نامهای «محسن» (با بازی مهران مدیری) و «امیر» (با بازی عبدالرضا اکبری) وارثِ باغ پدرشان «حاج‌نایب» هستند؛ اما اختلاف سلیقهٔ آن‌ها بر سر چگونگی استفاده از این باغ، آن‌ها را رودرروی یکدیگر قرار می‌دهد. مادر (با بازی نیکو خردمند) و خواهر (با بازی فریبا متخصص) و برخی دوستان خانوادگی نیز وارد ماجرا می‌شوند. امیر که استاد دانشگاه است، مصمم به حفظ میراثِ سبز پدر است و محسن، در این فکر است تا با قطع درختان، در آنجا به ساختمان‌سازی بپردازد. امیر به گمان اینکه اگر محسن ازدواج کند، سربه‌راه خواهد شد؛ زمینهٔ ازدواج او را با دختر دایی‌اش «مریم» (با بازی سودابه مرادیان) فراهم می‌کند اما…

یک اتفاق ساده 1393

آقا جمال در آغاز یک روز با اختلافی که بین او و همسرش صورت می گیرد از خانه خارج شده و برای حل این اختلاف و سو تفاهم در گیر ماجرا هایی می شود که ماجرا های طنزی را برای بیننده رقم می زند.

آخرین ستاره شب 1373

پسر جوانی به نام «کامیاب» که علاقه‌ای به رفتن به خارج از کشور ندارد، با اصرار پدرش (با بازی داوود رشیدی) که یک جراح است، برای ادامه تحصیل به خارج می‌رود. پس از مدتی، پدر از طریق یکی از دوستان مشترک، خبردار می‌شود که پسر مبتلا به بیماری ایدز است. پدر که نگران سلامتی پسرش شده، در گرماگرم فصل امتحانات و با اصرار، او را به ایران بازمی‌گرداند و در بیمارستان بستری می‌کند. پسر که از بیماری خود آگاه نیست، از بیمارستان فرار می‌کند و پس از چند روز سرگردانی، در اثر شدت گرفتن بیماری‌اش، می‌میرد.

ماه و پلنگ 1395

مردی در شب عروسی‌اش در یک حادثه تصادف فوت می‌شود. پس از آن داستان شکل می‌گیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک می‌خواهد.

مسافران شهر 1400

این سریال به صورت اپیزودیک خواهد بود و قرار است بخشی از آن داستان یک تاکسی اینترنتی و قصه‌ هایی که راننده این تاکسی در پیرامون خود تجربه می‌ کند، باشد.

معجزه عشق (تبسم تلخ) 1399

فردی دفتر ازدواج و طلاق دارد و مشاوره خانواده هم هست. برادرش در خارج از کشور مجری شبکه‌های معاند شده و همین مسأله برای او مشکلات زیادی فراهم ساخته، به توصیه یکی از دوستانش برای اینکه جو متشنج کمی آرام شود و او کمی از حاشیه دور بماند راهی مسافرت می‌شود و در مسیر به خانم جوانی آشنا می‌شود.

زیر هشت 1389

مرد ۴۰ ساله‌ای به اسم عطا (امیر جعفری) که حاشیه‌نشین شهر تهران است، راننده و پادوی حاجی «کارخانه» است. عاشق منیژه (پانته آ بهرام) دختر حاجی می‌شود و به خاطر او و با نقشه او از جواهر فروشی سرقت می‌کند. و به زندان می‌رود. اما منیژه که فقط به خاطر انتقام گرفتن از پدرش که بعد از مرگ مادرش یک زن دیگه به اسم مهری (پوراندخت مهیمن) گرفته بود با عطا همکاری می‌کرد. چون پدرش بعد از سرقت سکته کرده بود، پشیمان شد و با مردی به اسم عادل (آرش مجیدی) ازدواج کرد و از محله شان رفت. عطا که در زندان با مردی به نام عیوضی (آتیلا پسیانی)، راننده کامیون، آشنا شده و نجاری یادگرفته توسط او متوجه ازدواج منیژه می‌شود و انگشتانش زیر دستگاه از بین می‌رود و از زندان بیرون می‌آید تا از منیژه انتقام بگیرد. منیژه برادر ناتنی به اسم منصور (کامران تفتی) دارد که کاشف راز بزرگ سرقت از جواهر فروشی و برلیان‌های ۶۰۰ میلیونی است. وقتی عطا مزاحم خواهرش می‌شود، او بچه‌های خواهر عطا، ملیحه (شیوا ابراهیمی)، را می‌دزدد تا عطا را سر بدواند…